غزلیات
جیحون یزدی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : بس که دیدم همه سو آن بت هرجائی را
شمارهٔ ۲ : شرف دهد چو نگارین من دبستان را
شمارهٔ ۳ : هر شبی کآن پسر از مهر به تمکین من است
شمارهٔ ۴ : مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد
شمارهٔ ۵ : هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زند
شمارهٔ ۶ : چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد
شمارهٔ ۷ : دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد
شمارهٔ ۸ : ای ماه گلت را مگر از زهره سرشتند
شمارهٔ ۹ : کیست آن لعبت مغرور که رعناست زبس
شمارهٔ ۱۰ : آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعش
شمارهٔ ۱۱ : دوش در خواب همی خنجر جانان دیدم
شمارهٔ ۱۲ : تسکین خاطر آورد آن روی مهوشم
شمارهٔ ۱۳ : کی دست ز دامنت بدارم
شمارهٔ ۱۴ : شیخ محرم شو وز آن مغبچه پیمانه بزن
شمارهٔ ۱۵ : رخ ندانم که بود نازک و سیمینتر از این
شمارهٔ ۱۶ : ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زن
شمارهٔ ۱۷ : ای ورق عشق تو دفتر آیین من
شمارهٔ ۱۸ : نبود به میگساری عیبی به غیر مستی
شمارهٔ ۱۹ : گرچه ز دشمنی همی درپی کشتن منی
شمارهٔ ۲۰ : بر بوی آن دلارام طبعم گرفته خوئی