برگردان به زبان ساده
ای ورق عشق تو دفتر آیین من
موی تو و روی تو کفر من و دین من
هوش مصنوعی: ای ورق عشق تو، دفتر زندگی و قوانین من است؛ مو و چهرهات برای من در تضاد با باورها و عقاید من هستند.
تا بودم در نظرت قامت تو جلوهگر
نیست به سرو سهی الفت و تمکین من
هوش مصنوعی: تا زمانی که در نظر تو هستم، زیبایی و قامت تو جلوهگر نیست و تنها به خاطر الفت و نرمخویی من است که توجهت را جلب کردهام.
خانه بر انداختن شیوهٔ هر روز تو
جان به تو پرداختن پیشهٔ دیرین من
هوش مصنوعی: هر روز تو به خانه انداختن و ترک آن را داری، اما برای من این مسئله تغییر کرده است و اینطور نیست، چون همیشه دلم فقط به تو وابسته است.
شام سیاه فراق به شود از صبح عید
گر تو درائی چو شمع بر سر بالین من
هوش مصنوعی: اگر تو در کنارم باشی، شب تاریک جدایی به نور صبح عید تبدیل میشود، همچنان که یک شمع در بالین من میدرخشد.
حسن تو زین سان که ساخت مشتعلم ز اشتیاق
بحر نخواهد نمود چارهٔ تسکین من
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری است که آتش عشق در دل من را خاموش نخواهد کرد و به دنبال راهی برای آرامش نخواهم بود.
پیکر فرهاد را زنده توان ساختن
گر به مزارش برند قصهٔ شیرین من
هوش مصنوعی: اگر به بزرگداشت فرهاد بپردازند و او را به محل دفنش ببرند، میتوان بدنش را زنده کرد. این نشانهای از عشق و اهمیت داستان شیرین و فرهاد است.
حالت جیحون ربود مهوش ملکزاده برد
وصف خطت چون نگاشت خامهٔ مشکین من
هوش مصنوعی: جیحون به زیبایی و شگفتی تحت تأثیر قرار گرفته و ملکزاده از زیبایی تو به تحیر آمده است، همچنان که قلم مشکی من برای توصیف خط زیبا و منحصر به فردت تلاش کرده است.
شاه نکورخ رفیع آنکه ز الطاف وی
پادشهان ماند مات بنزد فرزین من
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به یک شخص برجسته و محترم که به خوبیها و مهرورزیهایش به دیگران شناخته میشود. او به مانند یک پادشاه بزرگ و مهربان است که فرزندانش از نعمت و لطف او بهرهمند هستند و در نزد مردم ارزش و اعتبار بالایی دارد.