برگردان به زبان ساده
دو ساعد تو که آیین هر دو هست یکی
به خون خسته دلان کرده اند دست یکی
هوش مصنوعی: دو بازوی تو، که هر دو زینتبخش تو هستند، یکی از آنها به خون دلهای خسته و ناراحت آغشته شده است.
کرشمه های تو شد رهنمون عشوه گران
که رخ گشاد یکی و نقاب بست یکی
هوش مصنوعی: زبان لَحن و ناز چشمانت به عشقورزان راه نشان میدهد؛ برخی به راحتی چهرهشان را نمایان میکنند و برخی دیگر چهره خود را پنهان میکنند.
ز قید عشق تو بیم است مرغ وماهی را
که هست دام یکی زان دو زلف و شست یکی
هوش مصنوعی: مرغ و ماهی هر دو از دام عشق تو ترس دارند، چرا که این دام یکیست و ممکن است یکی از آن دو، یعنی زلف یا شست تو، باعث گرفتار شدنشان شود.
حدیث محنت و راحت مگوی با عاشق
که هست مرغ هوا را بلند و پست یکی
هوش مصنوعی: در حوادث زندگی، سختیها و آسانیها را با کسی که عاشق است، مطرح نکن؛ زیرا در زندگی، مانند پرندهای که هم میتواند در آسمان بلند پرواز کند و هم به زمین پایین بیفتد، انسانها هم درگیر شرایط متنوعی هستند.
هزار مدعی زهد و تقوی آمد لیک
سلامت از شکن زلف تو نجست یکی
هوش مصنوعی: هزاران نفر ادعای زهد و تقوا دارند اما هیچکس به اندازه موی شکننده تو منبع سلامت و آرامش نبوده است.
همیشه مست بود شوخ و فتنه جوی ولی
چو چشم تو نبود از هزار مست یکی
هوش مصنوعی: او همیشه شاداب و بازیگوش بود و در جستجوی خوشی، اما وقتی چشمان تو در کنار نبود، از میان هزاران نفر مست، کسی نبود که به اوج خوشی برسد.
مکن به مصطبه عشق عیب کس جامی
که پارسا بود اینجا و می پرست یکی
هوش مصنوعی: به کسی که در مجالس عشق هست، ایراد نگیرید و عیبجویی نکنید؛ زیرا در این مکان، فرد پارسا و تقوایی هم وجود دارد که به شراب پرستی مشغول است.