برگردان به زبان ساده
در کمندت به گرفتاری من نیست کسی
با سگانت به وفاداری من نیست کسی
هوش مصنوعی: در دام تو گرفتار شدم و هیچکس در کنار تو نمیتواند به اندازهی من وفادار باشد. حتی سگهایت هم به وفاداری من نمیرسند.
با همه یاری و از یاری من بیزاری
در همه شهر به بی یاری من نیست کسی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به همه کمک میکنم و یاری میرسانم، از یاری خودم دوری میجویم. در تمام شهر کسی نیست که بدون یاری من به او کمک کند.
زاریم در دل و دل در خم زلف تو نهان
جز تو واقف شده بر زاری من نیست کسی
هوش مصنوعی: من در دل خود زاری دارم و دل من در پیچ و تاب زلف تو پنهان است، غیر از تو هیچکس از درد و غم من آگاه نیست.
تا لب لعل تو کام دل خونخواران است
از دل و دیده به خونخواری من نیست کسی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذبه لبهای تو، دلهای عاشقان و خونخواران در حسرت و اندوه هستند. اما از دل و چشمان من، کسی نیست که به این حال و روز من توجه کند و احساس همدردی کند.
پیش رویت همه را دادن جان آسان است
بی تو جان داده به دشواری من نیست کسی
هوش مصنوعی: آسان است که انسانها به عشق تو جان بدهند، اما برای من که دور از تو هستم، جان دادن بسیار سخت است و هیچ کس نمیتواند این احساس را درک کند.
سر ز سودای کسان دل ز غم غیر تهیست
در ره تو به سبکباری من نیست کسی
هوش مصنوعی: دل کسی که به یاد دیگران است، از غم بیگانگان خالی نیست. در راه تو، کسی به اندازه من سبکبال نیست.
گفتیم حال تو بر بستر غم جامی چیست
قدمی نه که به بیماری من نیست کسی
هوش مصنوعی: گفتیم حال تو بر بستر غم چیست؟ قدمی نگذار که برای بیماری من کسی وجود ندارد.