برگردان به زبان ساده
مشک تر بر برگ گل سودی بلای جان شدی
کار جان چون ساختی غارتگر ایمان شدی
هوش مصنوعی: عطر مشک که بر روی گل نشسته است، باعث شد تا جان من به سختی بیفتد و تو با کارهایی که انجام دادی، به جان و ایمان من آسیب رساندی.
گرد لعل جانفزای خود فزودی خط سبز
خضر را رهبر به سوی چشمه حیوان شدی
هوش مصنوعی: تو زیبایی خیرهکنندهای داری که به خودی خود، مانند گوهر قرمز درخشان است و با تأثیر خاصی که بر جان میگذاری، تو باعث شدی که شخصی با صفای روح همچون خضر، راه را به سمت چشمه زندگی جاودانه پیدا کند.
می شکافی موی در سر ضمیر دیگران
صورت حال خودت گفتم چنین نادان شدی
هوش مصنوعی: تو در جستجوی درک و فهم دیگران هستی و در عین حال، خودت را به سادگی میشناسی. به همین خاطر، نادانیات نمایان میشود.
روی تو ماه تمام آمد چرا چون ماه نو
گوشه ابرو نمودی ناگه و پنهان شدی
هوش مصنوعی: چرا وقتی چهرهات مانند ماه کامل است، مانند ماه نو در گوشه ابرویت ظاهر و ناگهان ناپدید میشوی؟
غنچه امید من بود از تو عمری ناشکفت
خرم آن روزی که چون دیدی مرا خندان شدی
هوش مصنوعی: غنچه امید من سالها در دل منتظر شکوفایی بود، و آن روزی که تو بار اول مرا خندان دیدی، شادی و سرسبزی را به قلب من بخشیدی.
نوخطان شهر را سربر خط فرمان توست
کوس دولت زن که ملک حسن را سلطان شدی
هوش مصنوعی: گهوارهنشینان شهر در اختیار دستور تو هستند. صدای پیروزی را سر بده که تو به خاطر زیباییات، به مقام سلطنت رسیدهای.
یاد آن روزی که در ره دیدمت گفته به ناز
راه خود رو جامیا چندین چرا حیران شدی
هوش مصنوعی: به یاد روزی میافتم که در مسیر تو را دیدم. با ناز از من گذشتی و من به خاطر اینکه نمیدانستم چه کنم، حیران و شگفتزده ماندم.