برگردان به زبان ساده
دیدمی دیدار آن دلدار رعنا کاشکی
دیده روشن کردمی زان روی زیبا کاشکی
هوش مصنوعی: من دیدار آن معشوق دلربا را دیدهام، کاش که چشمم روشن میشد و از زیبایی آن چهره منور میگردید.
خاطر اندر سایه طوبی نیاساید مرا
سایه کردی بر سرم آن سرو بالا کاشکی
هوش مصنوعی: دل من در زیر درخت طوبی آرام نمیگیرد، تو آن سرو بلند را سایهبان من کردی. کاش!
گرچه امروز از جمال او نگشتم بهره مند
وعده این دولت افتادی به فردا کاشکی
هوش مصنوعی: هرچند امروز از زیبایی او بهرهمند نشدم، اما امیدوارم وعده این نعمت به فردا موکول شده باشد، کاش!
عاشقان را رخصت گل دیدن و چیدن چه سود
بودی آن گلچهره را اذن تماشا کاشکی
هوش مصنوعی: عاشقان اجازه دیدن و چیدن گل را دارند، اما چه فایدهای دارد زمانی که آن محبوب زیبا را به تماشا نمیتوانند بیدار کنند. ای کاش میشد که او را ببینند.
کاشکی گویم مرا گشتی وصال او نصیب
بی نصیبان را نصیبی نیست الا کاشکی
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم بگویم که من به وصال او رسیدم. اما برای بینصیبها، هیچ نصیبی نیست، مگر اینکه بگویم ای کاش!
با وجود عقل و دین سامان نگیرد کار عاشق
در هجوم این شدی ان هر دو یغما کاشکی
هوش مصنوعی: با وجود عقل و دین، کار عاشق به سامان نمیرسد و در این وضعیت، هر دو اینها (عقل و دین) به تاراج رفتهاند. ای کاش اینطور نمیشد.
نظم جامی راکه شد در وصف لطف او چو در
بودیم در سلک نزدیکان او جا کاشکی
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و لطف خدا اشاره میکند و آرزو دارد که در جمع بندگان نزدیک به او قرار گیرد، به طوری که تمامی نعمتها و لطفهای او را احساس کند. شاعر از مشاهده و درک این قرب و محبت خرسند است و کاش میبود که به آنجا نزدیکتر میشد.
هرچه خواهد باد حاصل در حریم بزم او
وز حریم بزم او صد ساله ره تا کاشکی
هوش مصنوعی: هرچه که بخواهد، باد در حریم جشن او وجود دارد و از آنجا تا صد سال راه وجود دارد، کاش که...