برگردان به زبان ساده
ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی
دستی به سر ز دست دل از دست دادگی
هوش مصنوعی: ما در این دنیا با humildتی و ناتوانی زندگی میکنیم و از دل آسیبدیدهمان به آرامی عبور میکنیم.
چون بر بساط حسن دوانی زناز اسپ
شاهان ملک را نرسد جز پیادگی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی مانند اسب شاهان در حال حرکت است، دیگر هیچ چیز جز پیادهای که در کنار آن است، به آن نمیرسد.
کردی بهشت منزل ما را ز روی خویش
سر برزد از شمایل تو حورزادگی
هوش مصنوعی: بهشت را به خاطر زیبایی تو به خانهام آوردهای و از زیبایی چهرهات، نشانههای حوران بهشتی نمایان شده است.
در مجلس تو شاهد گل وانهاد روی
وز تو نداشت شرم زهی وانهادگی
هوش مصنوعی: در مجلس تو، گل شاهد زیبایی بود و رویش را به تو تقدیم کرده بود و از تو شرم نداشت، چه زیبا و بیپروا بود.
گر گویمت که آینه ام طلعت تو را
رخ برمتاب کین سخن آید ز سادگی
هوش مصنوعی: اگر بگویم که من آینهای هستم، باید تو صورت خود را از من دور کنی، زیرا این حرف ناشی از سادگی من است.
گفتی که کم گری و زخم بین ولی چه سود
در کار من چو گریه نکرد ایستادگی
هوش مصنوعی: گفتی که کمتر گریه کن و زخمهایت را ببین، اما چه فایدهای دارد در کار من وقتی که برای ایستادگی، گریه نکردم.
جامی اگر نه جام به یاد لبت کشد
درکام ذوق او نکند باده بادگی
هوش مصنوعی: اگر جامی نباشد که به یاد لبان تو پر شود، کام خوش او به خاطر بادهای نیست که بیسبب باشد.