برگردان به زبان ساده
ای کاش من برآن سر کو خاک بودمی
تا پایمال آن بت چالاک بودمی
هوش مصنوعی: کاش من بر آن سر کوچه خاک بودم تا زیر پای آن معشوق زیبا و چابک له میشدم.
تا باد بردیم به سر کوی دوست کاش
مردم نبودمی خس و خاشاک بودمی
هوش مصنوعی: به حالتی اشاره دارد که شخص آرزو میکند در جایی که محبوبش حضور دارد، وجود داشته باشد، حتی اگر به شکل بیارزش و بیاهمیت باشد. او آرزو میکند که به جای انسان بودن، از سر و کار با دنیا دل کنده و به حالت ساده و بیخبری از اوضاع برسد و فقط در کنار محبوبش باشد. این نشاندهندهی عشق عمیق و تسلیم در برابر محبت است.
پاک است یار و دامن پاکش گرفتمی
ز آلایش وجود خود ار پاک بودمی
هوش مصنوعی: یار من انسان پاکی است و من نیز دامن پاک او را از آلودگیهای وجود خود حفظ کردهام، اگر خود نیز پاک بودم.
روز شکارگر شدیم بخت سازگار
من نیز سر درآن خم فتراک بودمی
هوش مصنوعی: روز شکار فرا رسید و بخت من هم به خوبی با من همراه بود، به طوری که خودم نیز در آن لحظه در دام شکاری گرفتار شدم.
گر اشک دامنم نگرفتی ز ضعف تن
همراه آه رفته بر افلاک بودمی
هوش مصنوعی: اگر اشکهایم به خاطر ضعف جسمی من تو را نرنجانده باشند، من با حسرت و اندوهی همراه میشدم که به آسمانها میرفت.
بایستیم به دست ازان زلف رشته ای
تا من رفوگر جگر چاک بودمی
هوش مصنوعی: بیاییم به خاطر آن زلف که به صورت رشتهای درآمده، بایستیم تا من بتوانم جراحتهای دل را درمان کنم.
گر جرعه ای ز ساغر جامی نخوردمی
کی رند و دردخواره و بیباک بودمی
هوش مصنوعی: اگر من حتی یک جرعه از میگساری ننوشته بودم، هرگز نمیتوانستم رند و بیپروا و دچار درد و رنج باشم.