برگردان به زبان ساده
زما همی گذری و به ما نمی نگری
چه جرم رفت و جنایت چرا نمی نگری
هوش مصنوعی: تو از کنار من میگذری و به من توجهی نمیکنی، نمیدانم چه خطا یا جفا کردهام که اینگونه مرا نادیده میگیری.
ز جور آنکه قفا سوی ما کنی و روی
همی کنیم فغان وز قفا نمی نگری
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم تو که به ما پشت میکنی و فریاد میزنی، غمگینیم و از آنجا که به ما توجه نمیکنی، دلخوریم.
هزار سوخته دل از پی تو وای کنان
چه شوخ چشم نگاری که وا نمی نگری
هوش مصنوعی: هزاران دل سوخته برای تو در حال فریاد زدن هستند، چه نگاه بازی داری که به آنها توجه نمیکنی.
چه کافری تو که هیچ از خدا نمی ترسی
به هیچ بنده برای خدا نمی نگری
هوش مصنوعی: شما چقدر بیباوری که نه از خدا هیچ ترسی داری و نه به هیچ یک از بندگان خدا توجه میکنی.
خوش است از نظر لطف شاه حال گدا
تو شاه حسنی و حال گدا نمی نگری
هوش مصنوعی: خوشحالی و لطف شاه باعث دلگرمی و شادابی گداست، در حالی که تو خود را در مقام شاه میدانی و حال گدا را نمینگری.
هزار جا سر راهت گرفته هرکس و تو
ز ناز سوی کسان هیچ جا نمی نگری
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در مسیر زندگیات مانعتراشی میکنند، اما تو به خاطر ناز و خوشباوریات به هیچکس توجه نمیکنی.
به پیش پای تو جامی همی نهد سر خویش
ولی چه سود چو تو پیش پا نمی نگری
هوش مصنوعی: به خاطر تو، کسی جان خود را قربانی میکند و جامی را به دستان تو میگذارد، اما چه فایده دارد وقتی تو به آن توجهی نمیکنی و نگاهت به آن سمت نیست.