برگردان به زبان ساده
سبزخطا و گلرخا تازهبهار کیستی
طرف کله شکستهای طرفه نگار کیستی
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا و تازهدم در بهار، چه کسی هستی که با چهرهی دلربایت و موهای سبز و خوشبو، دلها را تسخیر میکنی؟ تو کیستی که در میان زیباییهای طبیعت، همچون یک نگار خوشچهره، زرق و برق خاصی داری؟
مرکب ناز زیر ران کرده کمان ز ابروان
ناوک غمزه بر کمان بهر شکار کیستی
هوش مصنوعی: سوار زیبایی زیر زین نشسته و ابروانش مانند کمانی است که تیر ناز او در حال پرتاب است. جایگاه تو چیست و برای چه هدفی آمدهای؟
من به میان موج غم دیده ز خواب شب تهی
تا تو به خواب خفتهای سر به کنار کیستی
هوش مصنوعی: من در میان امواج غم، از خواب شب بیدار شدم تا تو که در خواب هستی، پیش خود بپرسم که تو کیستی.
میگذری که هیچ کس خاک نشد به راه من
بین که ز فرق تا قدم غرق غبار کیستی
هوش مصنوعی: تو در حال عبوری و هیچکس به سرنوشت من دچار نشد. به راه من نگاه کن که از سر تا پا در غبار فرورفتهام. تو کیستی؟
من به خمار هجر تو تشنهجگر فتادهام
تا تو به جام وصل خود دفع خمار کیستی
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری تو در درد و اضطراب افتادهام و به شدت به وصالت نیاز دارم، تا تو کی به من لبخند بزنی و این درد را برطرف کنی؟
بوی وصال غایبی یافتم ای صبا ز تو
قاصد کشور کهای پیک دیار کیستی
هوش مصنوعی: ای باد صبا، بوی رسیدن به محبوبی دور را حس کردم. تو پیامآور سرزمین او هستی؛ بگو، تو چه کسی هستی؟
جامی و نکتههای خوش لیک تو هیچ گه بدو
گوش نمینهی که تو نکتهگزار کیستی
هوش مصنوعی: اگرچه نکتههای زیبا و ارزندهای وجود دارد، اما تو هیچگاه به آنها گوش نمیدهی، زیرا هنوز نمیدانی که خودت چه کسی هستی و با چه دانشی باید به آنها توجه کنی.