برگردان به زبان ساده
دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی
بر دیده جلوه کردی و در جان درآمدی
هوش مصنوعی: تو آنچه را که در شکل ظاهر شدی، از راهی بهسوی من آمدی و در نظر من ظهور کردی و در روحم نفوذ کردی.
رفتی و بود روی تو از مهر و ماه به
منت خدای را که ازان بهتر آمدی
هوش مصنوعی: تو رفتی و چهرهات مانند نور ماه و مهر درخشان بود. خدا را شکر که تو از آن زیباییها هم بهتر و دلنوازتری.
بیمار بودم از غم هجران طبیب وار
پا رنجه ساختی و مرا بر سر آمدی
هوش مصنوعی: من در رنج و درد جدایی، به مانند یک بیمار، بیطاقت و ناتوان بودم. تو با مهربانی و دلسوزی به سراغم آمدی و برای من مایه آرامش شدی.
تا جان دمی به قالب جان داده فراق
همچون مسیح با دم جان پرور امدی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان در وجود من هست، جدایی مانند مسیح با نفسی که جان میبخشد، آمدهای.
رفتار تو ز خسته دلان جان همی برد
جانها فدات بر روش دیگر آمدی
هوش مصنوعی: رفتار تو باعث میشود که دلهای خسته به شدت تحت تاثیر قرار بگیرند و جانها را به خود جذب کنند. جانها فدای تو هستند، اما تو به شیوهای دیگر و متفاوت وارد میشوی.
نبود به راه تو ز لطافت نشان پای
گویی فرشته وار به بال و پرآمدی
هوش مصنوعی: در مسیر تو، نشانی از لطافت وجود ندارد، انگار که با بال و پر به شکل یک فرشته وارد شدهای.
جامی نوشت بهر تو دیوان خود چو دید
کز خیل نو خطان همه سردفتر آمدی
هوش مصنوعی: جامی برای تو دیوانش را نوشت، زیرا وقتی دید که از جمع نویسندگان تازهکار، تو به عنوان سردفتر و نویسندهای برجسته معرفی شدی، به این نتیجه رسید که باید آثارش را برای تو تقدیم کند.