برگردان به زبان ساده
شب که رفتی ز برم مونس جان که شدی
مردم دیده خونابه فشان که شدی
هوش مصنوعی: هنگامی که در شب از پیش من رفتی، تویی که مونس جانم بودی، حالا که تو رفتهای، چشمم پر از اشک و خون شده است.
بهر مهمانی تو مائده عیش که ساخت
وز لب و خط نمک و سبزی خوان که شدی
هوش مصنوعی: برای مهمانی تو سفرهای از خوشی و لذت آماده شده است، که با لب و خط زیبا و سبزیها تزئین شده است.
همچو گل خنده زنان رفتی و چون سرو روان
گل خندان که و سرو روان که شدی
هوش مصنوعی: تو با لبخندی شاداب و دلنشین مانند گلی زیبا حرکت کردی و همچون درخت سرفراز و خوش قد و قامت به آرامی جلوهگری کردهای.
سود چشمی و زیان دل و دین بهر خدای
چون برفتی ز برم سود و زیان که شدی
هوش مصنوعی: سود و زیان در دنیا به چشم و دل انسان مربوط میشود، اما وقتی برای خدا از کنارت دور میشوی، دیگر نه سودی برای چشمت باقی میماند و نه زیانی برای دلت. در واقع، وقتی از من دور میشوی، تمام این مسائل بیمعنا میشوند.
من شدم پی سپر هجر ز بس پیری و ضعف
تو به آن تازه رخی بخت جوان که شدی
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری از تو، از شدت پیری و ضعف، به دنبال یک پناهگاه میگردم. چون تو با جوانی و زیباییات، مثل بختی تازه به نظر میرسی.
راز من فاش شد امروز ز بس گریه و آه
تا تو شب محرم اسرار نهان که شدی
هوش مصنوعی: امروز به دلیل زیاد گریه و نالهام، راز من افشا شد. این در حالی است که تو به شب محرم، که پر از اسرار پنهان است، نزدیک شدی.
هیچ برگفته جامی ننهی گوش رضا
یا رب اینسان ز سماع سخنان که شدی
هوش مصنوعی: در هیچ شرایطی از نام و آوازهات کم نکن، ای پروردگار، زیرا این انسان در شنیدن و لذت بردن از کلام تو غرق شده است.