برگردان به زبان ساده
بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی
هوش مصنوعی: برای اینکه جان و دل را به درد میآورد، غم و اندوهی است که به خاطر معشوق به وجود میآید و به مانند تیرکمانی به جنبههای مختلف دل نفوذ میکند.
از ناله دمادم فرسوده شد زبانم
می بایدم ز آهن همچون جرس زبانی
هوش مصنوعی: زبانم به خاطر نالههای مداوم خسته و فرسوده شده است، باید زبانی داشته باشم که مانند جرس از آهن قوی و سفت باشد.
عمری به پیش تیرش بودی تنم نشانه
اینک به سینه هرجا از زخم او نشانی
هوش مصنوعی: سالها به تیر محبتش در بدنم نشانهای بودم، حالا دیگر در سینهام هر جا زخمی از عشقش وجود دارد.
از تاج سربلندان شد عالی آستانش
زین آستان نباشد عالیتر آستانی
هوش مصنوعی: از سر تاج بزرگان، مقامش بسیار بلند است و هیچ جایگاه دیگری را نمیتوان یافت که به این مقام برتر باشد.
آهی که دور ازان مه خوردم فرو به سینه
بهر خراش جانم شد آتشین سنانی
هوش مصنوعی: احساسی که از دوری معشوق به دل دارم، اینقدر عمیق و سوزان است که حرارت آن به جانم رسیده و مانند آتش سوزان است.
باشد بهار خرم آن رخ ز سبزه خط
یارب مباد هرگز آسیبش از خزانی
هوش مصنوعی: بهار زیبا و خرم است، و چهره آن مثل سبزهای سرسبز است.ای خدا، نگذار که هیچ آسیبی از خزان بر او برسد.
از ضعف و عجز و پیری جامی ز پا فتادی
ای وای اگر نگیرد دست تو نوجوانی
هوش مصنوعی: از بینوا بودن و ناتوانی و پیری، از پا افتادهایم. ای کاش جوانی دست ما را نگیرد.