برگردان به زبان ساده
چند باشم چشم بر در، گوش بر آواز پای
روزی از راه ترحم بر من بیدل درآی
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که منتظر و چشم به راه هستم و امیدوارم روزی با ترحم به وضعیت من، کسی به سراغم بیاید.
گرچه برجا مانده ام در کنج هجر از ضعف تن
چون رسد آواز پایت برجهم بیخود ز جای
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در گوشهای از دوری و جدایی ماندهام و به خاطر ضعف بدنیام در حال رکود هستم، وقتی صدای پای تو به گوشم برسد، از شدت عشق و اشتیاق، بیخود از جا بلند میشوم.
تا تو نگشادی در غمخانه ام نگشاد بخت
یک در راحت به روی من درین محنت سرای
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در غمهای من را نگشایی، بخت و اقبال من هم در این خانهی غم به روی من باز نخواهد شد و هیچ راحتی به من نخواهد رسید.
هیچ مأوا را نباشد بی قدومت رونقی
وای مأوایی که از وی پای گیری باز وای
هوش مصنوعی: هیچ مکانی بدون حضور تو رونق نمیگیرد و وای بر آن مکانی که تو از آن دور باشی.
دولتی باشد که آیی از درم بگشادی روی
رغم حاسد را به رویم این در دولت گشای
هوش مصنوعی: دولت و سرنوشتی باشد که در آن با خوشحالی و باز کردن در، حسودان را کنار بزنم و به روی خودم لبخند بزنم.
لطفی از سر تا به پا گاهی به تشریف قدوم
با غریبان دیار خویش لطفی می نمای
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، با ورود غریبهها به سرزمین خود، از سر تا پایم لطف و محبت میبارد.
تا قدم در کلبه جامی نهادی روز و شب
چشم خود را زآستان خویش باشد سرمه سای
هوش مصنوعی: هر زمان که پای خود را در کلبهٔ محبوب گذاشتی، روز و شب چشمانم همواره به درگاه تو خواهد بود.