برگردان به زبان ساده
خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه
کجا شدی که شدم بی رخ تو دیوانه
هوش مصنوعی: خوشحال و خوشبختم که در خانهام حضور تو را دارم، اما نمیدانم تو کجا رفتهای که بیوجود تو در این خانه دیوانه شدهام.
ز آشنایی عشقت چه حاصل است مرا
جز آنکه گشته ام از صبر و هوش بیگانه
هوش مصنوعی: از آشنایی با عشق تو چه چیز نصیبم شده جز اینکه از صبر و عقل خود بیگانه و دور افتادهام.
حدیث وصل تو هر شب ز هوش می بردم
به خواب می کشد آری سماع افسانه
هوش مصنوعی: هر شب داستان وصال تو چنان مرا مست میکند که به خواب میروم، حقیقتاً رقص و پایکوبی فقط یک افسانه است.
به اوج کنگره وصل چون کند پرواز
چنین که شمع زد آتش به بال پروانه
هوش مصنوعی: پرواز به اوج و اوجگیری، همچون پرندهای است که به بالای کنگرهها میرسد و تأثیرش شبیه به شعلهای است که شمع به بالهای پروانه میزند. این تصویر نشاندهنده زیبایی و شجاعت پرواز در مواجهه با خطر است.
خبر مپرس ز پیمان زهد رندی را
که داد دست ارادت به دست پیمانه
هوش مصنوعی: بهتر است نیازی به سوال در مورد عهد و پیمان شخص زاهد و رند نباشد، چون او به ابراز ارادت خود به شراب و لذت زندگی پرداخته است.
ز زلف دلکش تو گرچه ماند جامی دور
سری ز تیغ بلا شاخ شاخ چون شانه
هوش مصنوعی: با وجود زیبایی مجذوبکنندهات، در زندگی مانند جامی پر از درد و رنج هستم که از تیغ مصیبت آسیب دیدهام و حالا مانند شانهای با شاخ و برگ، درگیر بلاها شدهام.
روانه می کند از چشم درفشان هر دم
جواهر خدمات نیازمندانه
هوش مصنوعی: هر لحظه، چشمان من مرواریدهای خدمات نیازمندان را به سوی خود میکشند و به جلو میرانند.