برگردان به زبان ساده
ای مرا از آتش سودای تو جان سوخته
پیرهن از تن تن از دل دل ز هجران سوخته
هوش مصنوعی: ای عزیز، من که به خاطر عشق تو جانم در آتش سوخته است، از تن لباس را درمیآورم و از دل، دل را به خاطر جداییام داغ دیدهام.
آتش دل بر زده از سینه چاکم علم
کهنه دلقم از گریبان تا به دامان سوخته
هوش مصنوعی: دل من پر از آتش است و بر اثر آن، سینهام پارهپاره شده است. لباس پارهام از گریبان تا دامانم سوخته است.
در میان آتش و آبم ز دیدار تو دور
اشک پیدا غرقه کرده داغ پنهان سوخته
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و پرتنش قرار دارم و دوری از تو باعث شده که اشکهایم به روشنی نشان دهد که چقدر دلم سوخته و غمگینم.
می فرستم سوی تو در شرح هجران نامه ای
از سرشک و آه مضمون شسته عنوان سوخته
هوش مصنوعی: نامهای برایت میفرستم که در آن از غم دوری و دلتنگی خود نوشتهام، نامهای که با اشک و ناله پر شده و موضوع آن درد و رنجی است که در دل دارم.
جسته زآه تشنگان کعبه وصل تو برق
در بیابان آتش افتاده مغیلان سوخته
هوش مصنوعی: از دلتنگی و longing عاشقان برای وصال تو، همچون برقی که در صحرا میدرخشد و آتش در دشتهای سوختهای را به یاد میآورد، بروز میکند.
شمع گل گر داشتی تاب تو بودی هر سحر
همچو پروانه همه مرغان بستان سوخته
هوش مصنوعی: اگر شمع گلی میداشتی، هر صبح مانند پروانهای گشته و همه پرندگان باغ را دوست میداشتی، اما اکنون که همه چیز سوخته است، هیچ امیدی به روشنی باقی نمانده.
چون ز جامی یک غزل ننوشتی ای مشکین غزال
لب فروبسته قلم بشکسته دیوان سوخته
هوش مصنوعی: وقتی که از تو غزلی نخواندهام، ای زیبای باصدای نرم، لبهایت بسته است و قلم من شکسته و دیوانم سوخته.