برگردان به زبان ساده
قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو
که جز به قبله روی تو نیست ما را رو
هوش مصنوعی: به نان و قلم قسم، یعنی به آن قد و ابرو، که جز به سمت تو، هیچکس دیگری برای ما قابل توجه نیست.
تو خود بگوی ز روی تو روی چون تابیم
چنین که پرتو روی تو تافت از هر سو
هوش مصنوعی: تو خود به من بگو که چرا چهرهات چنین درخشان است، که نور صورت تو از هر طرف میتابد.
نشان ز قرب تو داده ست عندلیب به باغ
وگر نه فاخته را چیست نعره کوکو
هوش مصنوعی: عندلیب به زیبایی و عشق تو در باغ خبر میدهد و اگر چنین نبود، فاخته چرا باید صدای کوک سر دهد؟
چرا دگر پس زانو نشینم از غم هجر
چنین که با تو شدم همنشین و همزانو
هوش مصنوعی: چرا باید به خاطر غم جدایی از تو به زانو بنشینم، در حالی که من اکنون با تو همنشین و همزانو شدهام؟
سوال کرد فضولی که چونی ای مجنون
ز یار خویش جدا گفت این سخن کم گو
هوش مصنوعی: فضولی از دیوانهای پرسید که حال تو چه طور است، ای مجنون، که از یارت دور افتادهای؟ او در پاسخ گفت: در مورد این موضوع زیاد صحبت نکن!
مرا ز درد جدایی چه غم که با لیلی
چنان شدم که ندانم که این منم یا او
هوش مصنوعی: از درد جدایی چه ناراحت باشم، وقتی با لیلی اینگونه شدم که نمیدانم آیا این من هستم یا او.
مدار امید شفا گفتی از لبم جامی
حبیبی انت طبیبی فکیف لا ارجو
هوش مصنوعی: امید به بهبودی را از لبانم شنیدید، ای عزیزم! تو پزشک من هستی، پس چگونه میتوانم ناامید باشم؟