برگردان به زبان ساده
عنایتی نکند یار نازنین با من
خوش است با همه خونین دلان همین با من
هوش مصنوعی: اگر یار نازنین به من توجهی نکند، برایم مشکلی نیست؛ همینکه با تمام دلهای شکسته، این حال را دارم، برایم کافی است.
گشاده روست به هر کس به سان گل لیکن
گره چو غنچه فکنده ست در جبین با من
هوش مصنوعی: او به همه با روی گشاده و پذیرایی مانند گل برخورد میکند، اما در دلش همچون غنچهای که در پیشانیاش گره کرده، راز و نشانههایی دارد که تنها مخصوص من است.
چو آفتاب نگنجد درین سراچه کجا
شود به کلبه تاریک همنشین با من
هوش مصنوعی: اگر آفتاب نتواند در این خانه جا بگیرد، پس کجا خواهد رفت تا در کلبه تاریک، با من همنشین شود؟
بدو تقرب من اینقدر بس است که هست
به زیر نه فلک و روی یک زمین با من
هوش مصنوعی: به او بگویید که همین که در کنار من هستی، برایم کافی است. نه نیازی به بلندیهای آسمان است و نه چیز دیگری، همین زمین و وجودت برای من ارزشمند است.
مرا تبسم آن لب بکشت طالع بین
که داد خاصیت زهر انگبین با من
هوش مصنوعی: لبخند آن لب مرا به دردسر انداخت و بخت بدی داشتم که ویژگی زهرآگین عشقش را با من در میان گذاشت.
ز شمع و مشعله باشد فراغتم شب هجر
بس اینکه همنفس است آه آتشین با من
هوش مصنوعی: شامگاهان در تنهایی ام مشغول به یاد تو هستم و ناراحتی من مانند شعله آتش است که زبانه میکشد و درد دل من را با خود دارد. این احساسات عمیق من را به یاد تو میاندازد و میفهمم که در خلوت شب، در کنار این شعله، همنفسی دارم که آتش دل من را درک میکند.
مگو که تنگ بود راه عاشقی جامی
جریده می روم اینک نه دل نه دین با من
هوش مصنوعی: نگو که راه عشق دشوار است، من اکنون با دلی آزاد و بدون قید و بند به این مسیر ادامه میدهم.