برگردان به زبان ساده
ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
زابروی کجت همچو کمان خم چله داران
هوش مصنوعی: تو با غم خود، مانند زیبا و خاصی هستی که انگشتها به تو اشاره میکنند. ابرویت که خمیده است، مانند کمانی است که تیراندازان به سمت هدف میکشند.
ساکن نشد از آب مژه آتش آهم
ننشست فرو شعله برق از نم باران
هوش مصنوعی: چشمهایم از گریه خشک نشد، و آتش آه من فروکش نکرد. مانند اتفاقی که در هنگام باران، رعد و برق میزند.
از دولت پابوس تو چون سر نفرازم
کین دست نداده ست یکی را ز هزاران
هوش مصنوعی: از لطف و رحمت تو، به قدری شکرگزارم که سرم را به خاک میگذارم؛ زیرا دست یکی از هزاران، به تو نیازمند نیست.
شیرینی عرفان نبود روترشان را
حلوا چه کند کس طلب از غوره فشاران
هوش مصنوعی: در این بیان، اشاره به این است که درکی عمیق از عرفان و تجربههای معنوی به سادگی به دست نمیآید و تلاش برای دستیابی به این تجربیات بدون فطرت و آمادگی لازم، بینتیجه خواهد بود. به عبارتی دیگر، کسی که واقعاً به دنبال حقیقت است، باید خود را آماده کند و از فطرت خود بهرهبرداری کند، چرا که تلاش در این زمینه به تنهایی کافی نیست.
از خیل سگان تو بریدن نتوانم
کاری نبود صعبتر از فرقت یاران
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از گروه سگها جدا شوم، زیرا هیچ کار دیگری به اندازه دوری از دوستانم دشوار نیست.
تیر تو که از سینه افگار من آمد
می آید ازو مرهمی سینه فگاران
هوش مصنوعی: تیر تو که به دلم آسیب رسانده، از همان تیر آرامشی برای دلهای دیگر به ارمغان میآورد.
زد خنده لبت از دم جان پرور جامی
چون غنچه به باغ از نفس باد بهاران
هوش مصنوعی: لبخند تو همچون جانی تازهکننده است، گویی که گلی در باغ با نفسی بهاری شکفته شده است.