برگردان به زبان ساده
نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهان
به شکر خنده گشاید گره از رشته جان
هوش مصنوعی: تنها چیزی که وجود دارد، ریشهی جان است که آن دهان باریک با لبهای شیرینش میتواند با خندیدن گره از دل برهاند.
دل همی جست نشانی زمیان تو ولی
جز کمر زان طلبش هیچ نیامد به میان
هوش مصنوعی: دل در جستجوی نشانهای از تو است، اما جز کمر تو چیزی به دست نیامده است.
بهره از میم که ماند به دهانت لب راست
سر برآورده به لب لیسی ازانست زبان
هوش مصنوعی: اگر از شراب بهرهمند شوی، لبهایت راست میشود و با کلام شیرین خود از آن لذت میبری. این نشاندهندهی شوق و ذوقی است که از زبان شیرین خود به دست میآوری.
چون زنی غمزه در ابرو مفکن چین که دریغ
تیر چون رفت دگر باز نیاید به کمان
هوش مصنوعی: وقتی زنی با ناز نگاه میکند، آن چین ابروهایش را فراموش کن، زیرا تیر عاطفه وقتی پرتاب شود، دیگر بازنمیگردد مثل تیر کمان.
ز استخوانهای سفید است سرکوی توپر
پیش تیر تو ز عشاق همین ماند نشان
هوش مصنوعی: سر کوی تو از استخوانهای سفید عشاق پر شده است و تنها نشانهای که از آنها باقی مانده، تیر عشق توست.
نیست از کوی توام دور سر مهر و سپهر
بی سفال سگ تو سیرم ازین کاسه و خوان
هوش مصنوعی: از محله تو دور نیستم؛ گلابی از عشق تو و افلاک بیاثر است. حتی اگر از این ظرف و سفره بینصیب باشم، باز هم از محبت تو سیرابم.
پرتو لعل لبت از دل جامی پیداست
باده در شیشه صافی نتوان داشت نهان
هوش مصنوعی: نور و زیبایی لبت از دل پر از عشق نمایان است و هیچ بادهای را نمیتوان در شیشهای صاف پنهان کرد.