برگردان به زبان ساده
جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان
در میان جان شیرین سر ما باید نهان
هوش مصنوعی: زندگی بسیار ارزشمند و شیرین است. وقتی این را گفتم، آن دختر با لبانی دو رنگ پاسخ داد که این دهان با زیباییاش باید راز دل ما را محفوظ نگه دارد.
کی لطیفان را بود تاب درشتی این همه
از دهان بیرون میاور سوی لب هر دم زبان
هوش مصنوعی: کی از لطیفان موجز و نرمخوی میتوان انتظار داشت که در برابر این همه شدت و خشونت تاب بیاورد؟ هر لحظه زبان را از دهان به سوی لبها نیاورید.
تو مرا جانی و تا گرد میان بستی کمر
با تو دارم چون کمر ای نازنین جان در میان
هوش مصنوعی: تو روح و جان منی و وقتی که دور تو را میپیچم، همچون کمری که به دور خود میزنم، من هم با تو در ارتباط هستم، ای نازنین که جانم در میان توست.
چون رفیقان را نهی خوان با رقیبانم گذار
با تن لاغر که بس باشد سگان را استخوان
هوش مصنوعی: وقتی دوستانم را از می و شادی منع میکنی، من با رقبای خود میگذرانم. با وجود اینکه بدنم ضعیف شده، اما برای سگان کافی است که استخوانی داشته باشند.
شد تنم بر آستانت خاک و بی سامان سرم
چون سری باشد جدا از تن جدا زین آستان
هوش مصنوعی: تنم بر درگاه تو به خاک نشسته و سرم بینوا و پریشان است، مانند سری که از تنش جدا باشد و از این درگاه فاصله گرفته باشد.
هرکست گوید زهی زو چین در ابرو افکنی
در نمی آرد به زه ابروی تو سر چون کمان
هوش مصنوعی: هر کسی درباره زیبایی ابروهای تو سخن میگوید و از آن به شوق میآید، اما هیچکس نمیتواند با ابروهای تو که مانند کمان است، رقابت کند.
حرز تو از چشم بد جامیست از بهر خدای
چون گشایی پرده از عارض نخست او را بخوان
هوش مصنوعی: پناهگاه تو از چشم حسد، جامی است که به خاطر خدا ساخته شده. زمانی که پرده را از روی چهره او کنار بزنی، ابتدا او را صدا کن.