برگردان به زبان ساده
آن عید جان کجاست که قربان او شویم
دریک نظاره کشته جولان او شویم
هوش مصنوعی: کجا میتوانیم آن روز خاص را پیدا کنیم که جان خود را فدای او کنیم و با یک نگاه به عظمتش، جان خود را از دست بدهیم؟
جولانگهش کدام زمین است کز مژه
خاشاک روب عرصه میدان او شویم
هوش مصنوعی: کدام سرزمین را میتوان یافت که از چشمان او همانند خاکی در میدان جنگ باشیم؟
ما را تمتعی نبود از جمال او
از بس که در مشاهده حیران او شویم
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم از زیبایی او لذتی ببریم؛ چرا که به قدری در مواجهه با او متحیر و حیران میشویم که بینصیب میمانیم.
هر تشنه لب ز چاه کند جست و جوی آب
ما تشنه لب ز چاه زنخدان او شویم
هوش مصنوعی: هر کس که تشنه آب است، به دنبال چاه میگردد. ما نیز که تشنه محبت و زیبایی او هستیم، از چهره او مثل یک چاه جست و جو میکنیم.
بگشای برقع از رخش ای باد نوبهار
تا عندلیب تازه گلستان او شویم
هوش مصنوعی: ای باد بهاری، برقع را از چهره او کنار بزن تا ما هم در کنار بلبل، طراوت و زیبایی گلستان او را دریابیم.
پیچید به پرده های فلک دود آه ما
چون شعله زن ز آتش هجران او شویم
هوش مصنوعی: دود آه ما به دور از معشوق، مانند شعلهای است که از آتش دوری او برمیخیزد و در پردههای آسمان گم میشود.
با عاشقان بی سر و سامان خوش است یار
جامی بیا که بی سر و سامان او شویم
هوش مصنوعی: یار در جمع عاشقان بیقرار و بیقید خوشحال است. بیا و با هم یک جرعه از جام عشق بنوشیم تا ما نیز به بیقراری و شیدایی آنها بپیوندیم.