برگردان به زبان ساده
گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلم
چه کنم قطره خون است نه سنگ است دلم
هوش مصنوعی: اگر دل من از بار غم ناشی از دوری تو به تنگ آمده، چه کار میتوانم بکنم؟ دل من مانند سنگ نیست، بلکه همچون قطرهای خون است.
جذب عشق تو نهنگ دو جهان آشام است
گام همت زده در کام نهنگ است دلم
هوش مصنوعی: عشق تو مانند یک نهنگ بزرگ در عمق تمام عالم است و دل من با تمام تلاشش در پی به دست آوردن آن سعادت و لذت است.
گر تو را آرزوی دیدن دیدار خود است
کرده آیینه خود پاک ز زنگ است دلم
هوش مصنوعی: اگر آرزوی دیدن خودت را داری، آینهات را از کثیفی پاک کن؛ زیرا دل من برای تو بسیار تنگ است.
تا چرا پیش خدنگ تو شود سینه سپر
روزگاریست که با سینه به جنگ است دلم
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید در مقابل تیرهای تو سینه سپر کنم، ای عشق؟ روزگاری است که دلم با سینهام در جنگ است.
محتسب گو بشکن چنگ که سررشته عشق
از سر زلف تو آورده به چنگ است دلم
هوش مصنوعی: ای محتسب، بگذار که چنگ را بشکنم، çünkü دل من به خاطر عشق، از موهای تو به دست آمده است.
بس که بر دل زدیم تیر پی مرغ غمت
قفسی ساخته از چوب خدنگ است دلم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق و غم تو، مانند قفسی شده است که از چوب تیرها و زخمهای عشق ساخته شده است. اینقدر به دل من ضربه زدهای که دیگر هیچ آرامشی ندارد.
جامی از خم فنا باده یکرنگی خواه
که گرفته ز حریفان دورنگ است دلم
هوش مصنوعی: از ظرف فنا، شراب بیریایی بخور که دل من از افراد دورنگ و ریاکار پر شده است.