برگردان به زبان ساده
از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
بین کجا بودم ازین پیش و کجا افتادم
هوش مصنوعی: از زمانی که به وصال تو دست یافتم، از مقام و حال قبلی خود دور و جدا شدم. نمیدانم قبلاً در چه وضعیتی بودم و اکنون به کجا رسیدهام.
جانم از سطوت بی چونی تو بی چون بود
دور ماندم ز تو در چون و چرا افتادم
هوش مصنوعی: جانم به خاطر تسلط و قدرتی که بر من داری بیچون و بیدلیل دلتنگ توست. به خاطر همین، از تو دور ماندهام و در تردید و سوال غرق شدهام.
اصل هر نغمه که باشد نفس رحمت توست
من ازان نغمه اصلی چو صدا افتادم
هوش مصنوعی: هر نغمهای که وجود دارد، منبعش رحمت توست. من از آن نغمه اصلی دور شدهام و فقط صدایی از آن باقی ماندهام.
داشتم با تو فراغت ز بلی و ز بلا
یک بلی گفتم ودر دام بلا افتادم
هوش مصنوعی: در حال گفتوگو دربارهی راحتی و مشکلات بودم، که ناگهان با بیان یک موضوع ساده به دام گرفتاری افتادم.
بودم از هستی خود تیره دل و تشنه جگر
روی تو دیدم و در بحر صفا افتادم
هوش مصنوعی: من در زندگی خود بسیار غمگین و تشنه بودم، اما وقتی چهرهی تو را دیدم، در دریای پاکی و آرامش غرق شدم.
نیست جایی ز تو خالی به تمنای تو بود
که درین هاویه حرص و هوا افتادم
هوش مصنوعی: هیچ جایی نیست که وجود تو از آن خالی باشد، به خاطر آرزوی تو است که در این دنیای پر از حرص و هوای دنیا افتادهام.
جامی از جام می عشق توام ای ساقی
دست من گیر به جامی که ز پا افتادم
هوش مصنوعی: ای ساقی، من در عشق تو به قدری مست و شوریدهام که لطفاً دستم را بگیر، زیرا دیگر نمیتوانم روی پای خود بایستم.