برگردان به زبان ساده
کردی ز راندگان در خود شماره ام
در کوی تو نه سگ نه گدایم چه کاره ام
هوش مصنوعی: من از کسانی که طرد شدهاند، شمارش شدهام اما در کوی تو، نه سگام و نه گدا. پس من چه هستم؟
روزی نشد ز سیر سرشکم لقای تو
خالیست از فروغ سعادت ستاره ام
هوش مصنوعی: روزی نیست که دل من از دیدار تو خالی باشد، چرا که روشنایی خوشبختیام به تو وابسته است.
گر در میان بزم خودم جا نمی دهی
بگذار چون نظارگیان برکناره ام
هوش مصنوعی: اگر در مهمانی خودم جایی برای من نمیگذاری، پس بگذار بهعنوان تماشاچی در کنار تو باشم.
کشتن چه احتیاج چو خواهی هلاک من
تاراج جان بس است ز تو یک نظاره ام
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مرا از بین ببری، نیازی به کشتن نیست. یک نگاه تو به من، کافی است تا جانم را بگیری.
باید بر آرزوی منت حجتی درست
بین جیب چاک چاک و دل پاره پاره ام
هوش مصنوعی: باید بر آرزوهای خودم، که باعث شده در دل احساس درد و در جیب احساس خالی بودن کنم، تکیه کنم و امید داشته باشم.
می گفت شب عروس سپهرم که جامیا
زیور ز در نظم تو یابد هماره ام
هوش مصنوعی: میگفت شب که ازدواج من با آسمان است، که همیشه زینت و زیباییام را از نظم تو به دست میآورم.
گر بگسلند عقد ثریا مرا ز گوش
درهای شاهوار تو بس گوشواره ام
هوش مصنوعی: اگر دوستی و ارتباط من با ستارهی ثریا قطع شود، تنها با گوشوارهای از درهای باشکوه تو آرایش خواهم کرد.