برگردان به زبان ساده
برون خرام که تا در ره تو خاک شوم
روا مدار کزین آرزو هلاک شوم
هوش مصنوعی: از جا برخیز و به راهی برو که در آن مسیر بتوانم به خاک تو بیفتم و این آرزو باعث هلاکت من نشود.
جدا ز خاک درت گر فتم درآب حیات
چو ماهیان جگر تشنه در طپاک شوم
هوش مصنوعی: اگر از خاک درگاه تو جدا شوم و به آب حیات برسم، مانند ماهیانی که از تشنگی بیتاب هستند، در عمق آب غوطهور میشوم.
به دور چشم تو با دلق زهد نزدیک است
که رند دردکش و مست جامه چاک شوم
هوش مصنوعی: چشمهای تو به خوی مشاهدت شباهت دارد و من، همچون فردی که از سختیها و دردیها رنج کشیده و به حالت مستی در آمده، میخواهم با پوشیدن لباسی پاره و چاک چاک خود را به تو نزدیک کنم.
گدای آن سر کویم ولی ز جور رقیب
درآن نشیمن دولت به ترس و باک شوم
هوش مصنوعی: من گدای آن سر کوچه هستم، اما به خاطر ظلم رقیب، در آن مکان خوشبختی با ترس و نگرانی زندگی میکنم.
چو می خوری به سرم ریز چند کاسه درد
که از کدورت تقوا و توبه پاک شوم
هوش مصنوعی: وقتی که مینوشی، چند کاسه از غم و درد را برایم بریز تا از آلودگیهای گذشته و اشتباهاتم پاک شوم.
خوشی به وصل حریفان ازان چه باک تو را
که از فراق تو غمگین و دردناک شوم
هوش مصنوعی: من از اینکه با دوستانم خوش هستم، هیچ نگرانی ندارم. ولی این درد و غم جدایی تو باعث میشود که من ناراحت و دلشکسته شوم.
همای اوج بلندم نه خوش بود جامی
که پست خاک نشینان این مغاک شوم
هوش مصنوعی: من پرندهای هستم که در بلندیها پرواز میکنم و برایم خوشایند نیست که در این چاله تبدیل به چیزی شوم که در خاک نشینان پست جای گیرد.