برگردان به زبان ساده
هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
جان سپارم به سگانت تن تنها بروم
هوش مصنوعی: هر لحظه از مسیر تو میخواهم با عشق به سوی تو بروم و جانم را برای سگهایت فدای تو کنم، حتی اگر به تنهایی بروم.
می شوم باز پشیمان که نه مقدور من است
که به جایی که تو باشی من ازانجا بروم
هوش مصنوعی: دوباره پشیمان میشوم، چون نمیتوانم از جایی که تو هستی دور شوم.
گرگشایند در روضه رضوان حاشا
که ازین در به تمنای تماشا بروم
هوش مصنوعی: اگر در بهشت از لذتها و زیباییها استقبال کنند، هرگز از این در به امید تماشای آنچه در انتظار است، خارج نمیشوم.
طوطیم بی سخنت زین قفس تنگ بجان
بگشا لب که به شکر تو شکرخا بروم
هوش مصنوعی: پرندهام بیگفتگو با تو در این قفس تنگ به سختی زندگی میکند. پس لبهای خود را باز کن تا با محبت تو، شکر را بچشم و روح تازهای بگیرم.
با تو بیماری خود را چه دهم شرح که هست
هر دو پیش تو یکی گر بزیم یا بروم
هوش مصنوعی: با تو درباره بیماریام چه بگویم وقتی که وضعیت من و تو برای هر دو یکی است، چه بروم و چه در کنار تو باشم.
عشق من با تو قدیمیست نیم چون دگران
کایم امروز به کوی تو و فردا بروم
هوش مصنوعی: عشق من به تو از زمانهای دور وجود دارد. امروز به محضر تو آمدهام و فردا دوباره از اینجا میروم.
چند گویی که برو جامی ازین دربگشا
عقده زلف ز پای دل من تا بروم
هوش مصنوعی: چرا مرتب میگویی که در این در را باز کن و جامی بیاور؟ دلم از قید و بند زلف تو آزرده است و میخواهم بروم.