برگردان به زبان ساده
ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم
درآن ترانه کنم صوفیانه خود را گم
هوش مصنوعی: وقتی که باده به جوش میآید و آهنگ دلنوازی ایجاد میکند، من هم در کنار آن، با عشق و شادی، خودم را در آن لحظه گم میکنم.
چو آن ترانه ام از خویشتن تهی سازد
عجب مدار چو پیمانه گر جهم در خم
هوش مصنوعی: وقتی که آن آهنگ من را از وجود خودم خالی میکند، شگفتزده نشو، زیرا مانند پیمانهای است که اگر در لبهی ظرف باشد، میتواند پر شود.
تو گنج حسنی و گرد تو اژدهای فلک
به قصد پاس تو زاغیار سرنهاده به دم
هوش مصنوعی: تو همانند گنجی باارزش و گرانبها هستی، و دور تو مانند اژدهایی که به خاطر پاسداری از تو در آسمان قرار گرفته، پرندگان زاغ در حال مراقبتند.
به راه رخش تو سر پر خمار افتاده
بود خمار مرا بشکند به کاسه سم
هوش مصنوعی: در مسیر زیبایی تو، سرم نشئگی و مستی داشت و در این حال، خمار و دلتنگیام را با یک جرعه از کاسه سم، که نماد تلخی و درد است، میشکنم.
اگر فروغ جمالت رسد به صبح نخست
فراغتی بود آفاق را ز صبح دوم
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو به صبح اول برسد، این باعث میشود که آرامش و آزادی در تمام عالم حاکم شود و صبح دوم را به دنبال خواهد داشت.
تویی به لطف پری بل کزان لطیفتری
که داد جلوه خدایت به صورت مردم
هوش مصنوعی: تو به خاطر لطف و زیباییات زیباتر از پریها هستی، که خداوند زیباییاش را در قالب انسان به نمایش گذاشته است.
به رشح خامه جامی نظرگشا کاینجاست
که سر همی زند از نیم قطره صد قلزم
هوش مصنوعی: نگاهی به این نوشته بینداز که در آن بیان میشود، اینجا جایی است که از یک نیمقطره، صد دریا سرچشمه میگیرد.