برگردان به زبان ساده
ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم
یکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا که من از این بحث و گفتگو خستهام و میخواهم لحظهای آرامش بیابم. بگذار جرعهای از می بنوشم و مهر و محبت را بر لبانم بگذار.
تنگ آمدم ز دانش درده شراب صافی
تا لوح خاطرم را شوید ز هر چه دانم
هوش مصنوعی: من از آگاهی و دانشی که دارم خسته شدهام؛ پس شراب صاف به من بده تا یادها و خاطراتم را از هرگونه دانشی پاک کند.
هر چند حیله کردم از خویشتن نرستم
می ده که تا به مستی خود را ز خود رهانم
هوش مصنوعی: هرچند تلاش کردم که از خودم دور شوم، اما نتوانستم. پس بگذار تا در حالت مستی از خودم رهایی یابم.
زان می که گر بنوشم یک جرعه روزی از وی
چون خضر تا قیامت زان جرعه زنده مانم
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که اگر یک بار از آن بنوشم، مانند خضر، تا قیامت از آن جرعه زنده خواهم ماند.
زان می که بعد عمری برخاک ار بریزی
چون شاخ تازه از گل برروید استخوانم
هوش مصنوعی: اگر از میای که پس از سالها به زمین بریزی، برایم به شکلی جدید و تازه زندگی تازهای ببخشد، چون گل جوان بر روی شاخهای نو میشوید، شاید استخوانهای من نیز زنده و سرشار از زندگی شوند.
چون نیست می مباحم در کیش خودپرستان
به زآب روی ایشان خاک در مغانم
هوش مصنوعی: چون در آئین خودپسندها، نوشیدنی حلالی برای من نیست، پس از خاکی که بر صورت آنان نشسته، در میخانهها استفاده میکنم.
از می رساند جامی خود را به وصل جانان
ساقی بیا که باشد خود را به وی رسانم
هوش مصنوعی: ساقی، یک جام از شراب به من بده تا بتوانم خود را به محبوب برسانم.