برگردان به زبان ساده
به بزم عشق بتان را چو نام می گویم
تویی مراد چو ماه تمام می گویم
هوش مصنوعی: در محفل عشق، وقتی نام زیبارویان را میبرم، تو را میبینم که مثل ماه کامل در آسمان میدرخشی.
ز بس که ذکر تو سربسته می کنم ز بتان
به فهم کس نرسد کز کدام می گویم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دائماً نام تو را به طور پنهانی بر زبان میآورم، هیچکس از مجسمهها و معبودها متوجه نمیشود که من از کدام یک از عشقها و زیباییها صحبت میکنم.
چو در نماز همی ایستم خیال تورا
گهی ز راست گه از چپ سلام می گویم
هوش مصنوعی: وقتی در نماز ایستادهام، در ذهنم تو را مرور میکنم و گاهی از سمت راست و گاهی از سمت چپ به تو سلام میفرستم.
زبان ز کوثر و تسنیم بسته ام لیکن
حکایت لب لعلت مدام می گویم
هوش مصنوعی: من با زبان خود از چشمههای معنوی و پاک سخن میگویم، اما هرگز از گفتن داستان زیباییهای لبهای تو دست برنمیدارم.
بغیر سیب تو هر میوه ام به لب که رسید
گر از بهشت رسیده ست خام می گویم
هوش مصنوعی: فقط سیب تو برایم خوشمزه است و هیچ میوه دیگری برایم جذابیتی ندارد. حتی اگر آن میوه از بهشت هم آمده باشد، خام و بیمزه به نظر میرسد.
ثنای قدرشناسان کنج میکده است
چو وصف عارف عالی مقام می گویم
هوش مصنوعی: مدح و ستایش افرادی که قدرشناس هستند در گوشهای از میکدهای به گوش میرسد، همانطور که من از ویژگیهای شخص عارف و والامقامی صحبت میکنم.
حدیث جامی و شیرین شدن بر او می تلخ
کرامتیست که از پیر جام می گویم
هوش مصنوعی: داستانی دربارهٔ جامی و شیرین شدن آن روایت میشود که نشاندهندهٔ لطف و کرامت خاصی است که از استاد جام میآموزم.