برگردان به زبان ساده
نمی خواهم که با کس راز آن پیمان گسل گویم
خیالش را نشانم پیش و با او راز دل گویم
هوش مصنوعی: نمیخواهم که به هیچکس از آن پیمان شکستهام بگویم. به او نشان میدهم که در ذهنم چه میگذرد و با او از احساساتم صحبت میکنم.
ز سر تا پا همه جان و دل آمد آن پری پیکر
معاذالله که همچون دیگرانش زآب و گل گویم
هوش مصنوعی: تمام وجود آن پری زیبای از سر تا پا جان و دل است، معاذالله که نمیتوانم او را مانند دیگران از خاک و آب بخوانم.
نشان قصد من نبود جز آن ترک جفاپیشه
گر از خوبان چین یا شوخ چشمان چگل گویم
هوش مصنوعی: من قصدی جز اشاره به آن دختر بیرحم نداشتم، حتی اگر بخواهم از زیباییهای چین یا چشمهای نازک jóvenes صحبت کنم.
شوم بی باده مست از شیوه ترکانه چشمانش
در آن مستی چو بینم قامتش را معتدل گویم
هوش مصنوعی: وقتی چشمان زیبا و افسونگر او را میبینم، بیتردید در حالت مستی و سرخوشی قرار میگیرم. به قد و قامت او که در حالتی متعادل و دلربا است، که نگاه میکنم، انگار همه چیز را فراموش میکنم و فقط مجذوب او میشوم.
کند دعوی که هستی بنده ام وان خط مشکین را
چو بینم بر عذار او بر این دعوی سجل گویم
هوش مصنوعی: او ادعا میکند که من بندهاش هستم و وقتی آن خط خوش را بر روی صورتش میبینم، به این ادعا گواهی میدهم.
سخن را جسته جسته گویم از محراب با عابد
ولیکن چون درافتد زان دو ابرو متصل گویم
هوش مصنوعی: من سخن را با احتیاط و در قالب مهارت از جایگاه عبادت بیان میکنم، اما وقتی بحث به آن دو ابروی متصل میرسد، بدون hesitate و به وضوح صحبت میکنم.
به روی سرخ کم کن وصف جامی لاله و گل را
که من پیش رخش این سرخرویان را خجل گویم
هوش مصنوعی: به توصیف زیباییهای لاله و گل در جام بپرداز، اما من در حضور این زیبایان سرخروی، احساس شرمندگی میکنم.