برگردان به زبان ساده
تا کی آرام دل بی خبرانت بینم
مردم دیده کوته نظرانت بینم
هوش مصنوعی: چقدر دیگر شاهد آرامش دلهای ناآگاه شما باشم؟ مردم را با نگاههای کوتاهبین شما میبینم.
روی تو اینه نور جمال ازل است
چند پیش نظر بی بصرانت بینم
هوش مصنوعی: چهره تو جلوهای از نور زیبایی ابدی است، اما من فقط درخیالت میتوانم تو را ببینم و در واقعیت نمیتوانم.
می روم از سرکویت چه کنم نتوانم
که از این بیش حریف دگرانت بینم
هوش مصنوعی: من از کوی تو میروم، زیرا نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم و نمیخواهم کسی دیگر را در کنار تو ببینم.
تویی آن گلبن نوخیز که در باغ جمال
تازه از گریه خونین جگرانت بینم
هوش مصنوعی: تو آن گل تازهای هستی که در باغ زیبایی، تلخی و درد جگرم را از اشکهایت میبینم.
گفته ام سنگ دل سخت تو را در همه جای
جای آن هست که با خویش گرانت بینم
هوش مصنوعی: میگویم که ای سنگدل، تو در همه جا هستی و احساس میکنم که با وجود تو، سنگینی و سختی در زندگیام وجود دارد.
هیچ خاطر نگرانیم نماند به جهان
گر سوی خود به ترحم نگرانت بینم
هوش مصنوعی: اگر ببینم که به خاطر من به خودت رحم میکنی، دیگر هیچ نگرانی در دنیا برایم باقی نمیماند.
جامی این گونه کزان غنچه دهان تنگدلی
زود باشد که چو گل جامه درانت بینم
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر ناراحتی و تنگدلیاش، به جای گلی خوشبو، دلی غمگین و بسته داشته باشد، به زودی درمییابم که در زیر جامهای زیبا، چه درد و رنجی نهفته است.