برگردان به زبان ساده
نه نگاری که دل و جان به غمش یارکنم
عشق او هرچه کند حکم به آن کار کنم
هوش مصنوعی: نه معشوقی که به خاطر غمش خود را ناراحت کنم، عشق او هر کاری که بخواهد، انجام میدهم.
روز من چون شود از گردش گردون شب تار
از فروغ رخ او شمع شب تار کنم
هوش مصنوعی: وقتی زندگی من تحت تأثیر چرخش زمان قرار میگیرد و روزها سپری میشوند، شب تاریک را با روشنایی چهره او مثل شمعی روشن میکنم.
نه رفیقی که ز اخلاق پسندیده او
مرهم سینه ریش و دل افگار کنم
هوش مصنوعی: من دوستی ندارم که با اخلاق نیکو و پسندیدهاش بتوانم زخمهای دلم را درمان کنم.
نه حریفی که درارد ز درم ساغر می
تا به آن کسب نشاط دل غمخوار کنم
هوش مصنوعی: من حریف و رقیبی ندارم که از در خانهام وارد شود و با نوشیدن جامی، غمهایم را فراموش کنم و سرور قلبم را به دست آورم.
نه ندیمی که چو دریای دلش موج زند
گوش جان را صدف لؤلوی شهوار کنم
هوش مصنوعی: من دوستی ندارم که مانند دریایی پرشور باشد و دلش تلاطم کند، تا من بتوانم با گوش جانم، جواهرات لؤلوی خوشگلی از او بگیرم.
به ازان نیست که درگوشه ویرانه خویش
پا به دامن کشم و روی به دیوار کنم
هوش مصنوعی: بهتر است که در گوشهی ویرانهی خودم خفته بمانم و به دیوار نگاه نکنم.
جامی آسا چو دهد وحشت تنهایی روی
مونس طبع خود از دفتر اشعار کنم
هوش مصنوعی: زمانی که احساس تنهایی و وحشت به سراغم میآید، میتوانم به شعرهای خود مراجعه کنم و با یادآوری آنها، آرامش و دوستی را بیابم.