برگردان به زبان ساده
مهر رخسار تو دارم که جفای تو کشم
لطف بالای تو بینم که بلای تو کشم
هوش مصنوعی: من چهره زیبای تو را در دل دارم، با اینکه بدیهای تو را تحمل میکنم. حتی با وجود سختیهایی که از جانب تو میکشم، به لطف و مهربانیات چشم میدوزم.
بر زمین پای تو حیف است امان ده که نخست
پرده دیده و دل در ته پای تو کشم
هوش مصنوعی: پای تو بر زمین، خیلی ارزشمند است، پس اجازه بده تا ابتدا توجه و احساساتم را به پای تو معطوف کنم.
تنم از ضعف چو مویی شد و خواهم به غلط
هر دمش در شکن زلف دوتای تو کشم
هوش مصنوعی: بدنم به شدت ضعیف و ناتوان شده و هر لحظه میخواهم به اشتباه یکی از آن موها را از زلفهای تو بکشم.
تا نیابد به تو کس راه اگر بتوانم
سوری از کوه بلا گرد سرای تو کشم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم، میخواهم با تمام قوا و سختیها، دور تا دور خانهات حائلی ایجاد کنم تا هیچکس نتواند به تو نزدیک شود.
حلقه دم سگانت به من ارزانی باد
تا که در گردن جان طوق وفای تو کشم
هوش مصنوعی: ای کاش گردنبند وفای تو را بر گردن داشته باشم و به جای آن، حلقه دم سگانت را به من بدهی.
چون نهی رو به جدایی ز قفا زلف کشان
من به هر گام صد افغان ز قفای تو کشم
هوش مصنوعی: وقتی که تو به جدایی رو میآوری و از عقب به من نگری، من در هر قدم صد بار از دلتنگی تو آه و ناله میکنم.
گفته ای چند کشی رنج و غم من جامی
هیچ غم نیست ز رنجی که برای تو کشم
هوش مصنوعی: تو گفتی که چقدر از رنج و غم من باید بکشی، اما من هیچ غمی از این رنجی که بخاطر تو میکشم ندارم.