برگردان به زبان ساده
یار نی روی به گلشن چه کنم
جلوه سوری و سوسن چه کنم
هوش مصنوعی: من به محبوبم دسترسی ندارم، پس چه فایدهای دارد که به گلزار بروم و زیباییهای گلها را تماشا کنم؟
منظر دیده روشن رخ اوست
بی رخش دیده روشن چه کنم
هوش مصنوعی: چشم من فقط با دیدن چهره او روشن میشود، بدون وجود او، چشمانم چه معنایی دارند؟
شب چو درنایدم آن ماه ز در
پرتو ماه ز روزن چه کنم
هوش مصنوعی: شب که بر من میگذرد و من در تنهایی خود مشغول فکر و خیال هستم، وقتی آن ماه زیبا از در وارد میشود، چه میتوانم بکنم که نور او از روزن به من برسد و روشنی ببخشد؟
چاک دل دوخته نی ز اشک و مژه
این همه رشته و سوزن چه کنم
هوش مصنوعی: دل من به شدت ناراحت و غمگین است و اشک و مژهها مانند رشتهها و سوزنهایی به هم بافته شدهاند. نمیدانم با این درد و رنج چه باید بکنم.
گفتم آمد به لبم جان ز غمت
گفت عاشق تو شدی من چه کنم
هوش مصنوعی: به او گفتم که فکر و خیال تو از سرم نرود، اما او پاسخ داد که عاشق تو شدهام و من نمیدانم چه باید بکنم.
گفتم از هجر به تیغم برهان
گفت خون تو به گردن چه کنم
هوش مصنوعی: گفتم از جدایی به تیری که در دلم نشسته، مرا نجات بده. او گفت: من چه کنم با خونی که به گردنم است؟
فن من عاشقی امد جامی
صرف اوقات به هر فن چه کنم
هوش مصنوعی: مهارت من در عشق ورزی است، زمان خود را در آن صرف میکنم، حالا با هر مهارتی چه کنم؟