برگردان به زبان ساده
بی رخت چون به چمن راه کنم
سوی گل بنگرم و آه کنم
هوش مصنوعی: وقتی بدون زیباییام به چمن میروم، به گلها نگاه میکنم و غمگین میشوم.
شرح حالم چو غم آرد حاشا
که ز حال خودت آگاه کنم
هوش مصنوعی: وقتی غم به سراغم میآید، هرگز نمیگذارم که از حال خودم باخبر شوی.
قصه هجر دراز و تو ملول
ادب آنست که کوتاه کنم
هوش مصنوعی: داستان جدایی طولانی و بیحوصلگی تو این است که من آن را مختصر و کوتاه کنم.
کفش زن از سر خواری به سرم
تا کلاه شرف و جاه کنم
هوش مصنوعی: کفش زن به خاطر ذلت و خفتی که دارد، بر سرم قرار میگیرد تا بتوانم با کلاهی که نماد شرف و احترام است، خود را بلند مرتبه و با جایگاه عالی معرفی کنم.
قصد من روی تو باشد هرجا
ذکر مهر و صفت ماه کنم
هوش مصنوعی: من هر کجا که درباره مهربانی و زیبایی سخن بگویم، به یاد تو و چهرهات خواهم بود.
هر شبی تا سر کویت جان را
همره آه سحرگاه کنم
هوش مصنوعی: هر شب تا نزدیکیهای صبح، با دلی پر از حسرت و آه، به راهی که به تو میرسد میروم.
گر دلت مردن جامی خواهد
کار بر موجب دلخواه کنم
هوش مصنوعی: اگر دل تو بخواهد که جام مرگ را بنوشی، من کاری میکنم تا خواستهات برآورده شود.