برگردان به زبان ساده
خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شوم
چو ذره رقص کنان محو آفتاب شوم
هوش مصنوعی: خوشحال است که بتوانم چهرهات را ببینم و در این حال دچار آشفتگی شوم، مانند ذرهای که با شادی و اشتیاق در نور خورشید میرقصد و به طور کامل محو آن میشود.
ز رخ نقاب برافکن خدای را زان پیش
که زیر خاک ز هجر تو در نقاب شوم
هوش مصنوعی: ای خدای من، چهرهات را از پشت پرده بردار، قبل از اینکه به خاطر دوریات زیر خاک دفن شوم.
به زنگ جامه تو کس مباد چند ز دور
به دیدن تو بهر دیگری خراب شوم
هوش مصنوعی: هیچکس در دور و بر تو نباید بر زنگ لباس تو توجه کند، زیرا من نمیخواهم به خاطر دیدن تو، برای دیگری پریشان شوم.
لب تو هست به رخشنده لعل چون نگرم
به کف زلال چرا تشنه در سراب شوم
هوش مصنوعی: لب تو مانند لالی درخشان است و وقتی به آن نگاه میکنم، نمیدانم چرا با وجود زلالی که در دست دارم، هنوز تشنهام و به دنبال آب در سراب میگردم.
چو خیمه گر نکنی سایه بر سرم این بس
که طوقدار تو از حلقه طناب شوم
هوش مصنوعی: اگر خیمهدار بالای سرم سایه ناندازد، من به قدری تحت فشار قرار میگیرم که ممکن است از حلقه طناب آویزان شوم.
ز خواب مرگ شود جان عاشق اسوده
بیا که در قدمت سر نهم به خواب شوم
هوش مصنوعی: عاشق از خواب مرگ بیدار میشود و آرامشی مییابد. بیا که میخواهم در مقابل تو سر به خاک بگذارم و به خواب بروم.
به گریه گفته جامی چو خوانم از غم تو
کنار و جیب پر از گوهر خوشاب شوم
هوش مصنوعی: وقتی از غم تو میخوانم، مانند گلی که به گریه میافتد، احساس میکنم که دلم پر از زیبایی و شادی میشود.