برگردان به زبان ساده
به دل دردی عجب دارم نمیدانم که چون گریم
دلا خون شو که تا بر درد خود یک لحظه خون گریم
هوش مصنوعی: دلم پر از درد است و نمیدانم چطور گریه کنم. ای دل، آنچنان دلتنگم که شاید برای فراموشی دردهایم، یک لحظه اشک بریزم.
کند تدبیر عقل ذوفنون تا سازدم خندان
من دیوانه از تدبیر عقل ذوفنون گریم
هوش مصنوعی: عقل با تمام هنرهایش تلاش میکند که مرا خوشحال کند، اما در نهایت من، دیوانه از تدبیر و تدبیر عقل، تنها به گریه میافتم.
تنم پر زخم کاری سینه ام پر داغ بی یاری
گهی بر زخم بیرون گاه بر داغ درون گریم
هوش مصنوعی: بدنم پر از زخمهای عمیق است و سینهام داغ و سوزان از نبود یاری. گاهی بر زخمی که بر روی بدنم است گریه میکنم و گاهی بر دردی که در درونم حس میکنم.
مرا تمکین عالی گوهری دارد چنین گریان
بهانه می کنم کز گردش گردون دون گریم
هوش مصنوعی: من دارای یک گوهر ارزشمند و بلندمرتبه هستم، به همین دلیل با تمام اندوه و اشک بهانه میگیرم که از چرخش بیرحم دنیا ناراحت هستم.
شود زنجیر بر زنجیر موج سیل اشک من
چو در زندان محنت پا به زنجیر جنون گریم
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند سیل، زنجیر زنجیرگونهای را ایجاد میکند و من در غم و درد خود، مثل کسی که در زندان جنون گرفتار است، بینهایت گریه میکنم.
چو ماتم دیدگان بینم درین جانکاه درد خود
فزایم گریه هر یک را و از هریک فزون گریم
هوش مصنوعی: وقتی که اندوه و ماتم را در چشمان دیگران میبینم، در این دنیای پر درد خودم بیشتر غمگین میشوم و برای هر یک از آنها گریه میکنم و بر اندوه خودم افزوده میشود.
مگو جامی که تسکین ده به افسون گریه خود را
که من از عشوه جادووشان پرفسون گریم
هوش مصنوعی: نگو که با نوشیدنی میتوانی درد و غم خودت را تسکین بدهی، زیرا من به خاطر جاذبه و زیبایی او از عمق وجودم میگریم.