برگردان به زبان ساده
ای نوجوان که دل به کمند تو بستهام
رحمی نما که پیر و ضعیف و شکستهام
هوش مصنوعی: ای جوان که گرفتار عشق و محبت تو هستم، کمی رحم کن بر من که پیر، ضعیف و شکستهام.
چل سال در مجاهده عمرم چو صرف شد
پنداشتم ز مهر بتان بازرستهام
هوش مصنوعی: چهل سال از عمرم را در تلاش و کوشش سپری کردم و فکر میکردم که از عشق و وابستگی به معشوقان رهایی یافتهام.
بر باد داده حاصل چلساله این زمان
با داغ تو به گوشه محنت نشستهام
هوش مصنوعی: من در این مدت طولانی که برای رسیدن به هدفم تلاش کردهام، همه چیز را تحت تأثیر درد و غم تو از دست دادهام و اکنون در گوشهای از اندوه نشستهام.
با آنکه از قدوم تو در تنگنای هجر
بر روی خویشتن در امید بستهام
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در حسرت دیدن تو در تنهايي و دوری به سر میبرم، هنوز امیدوارم که به آغوشم برگردی.
آواز پای و بانگ دری چون شنیدهام
بیخویشتن به بوی تو از جای جستهام
هوش مصنوعی: وقتی صدای پای و صدای در را شنیدم، بدون آنکه خودم را کنترل کنم، از جایی که بودم به سمت تو حرکت کردم.
گشته هلالی از سر هر ناخن پدید
از شوق ابروان تو چون سینه خستهام
هوش مصنوعی: هلالی که از نوک هر ناخن شکل گرفته، نشانهای از شوق ابروان توست و من مانند کسی که دلbroken است، احساساتم را نشان میدهم.
گفتی که چیست حال تو جامی به کنج غم
پیوند با تو کرده و از خود گسستهام
هوش مصنوعی: گفتی حال تو چه طور است؟ من در یک گوشه غم نشستهام و ارتباطم با خودم قطع شده است.