برگردان به زبان ساده
با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست
داغ توام ز باغ کسان خوشتر آمده ست
هوش مصنوعی: دل من مانند لالهای است که از غم تو شکفته و مینالد. غم تو برای من از همهی دردهایی که دیگران تجربه کردهاند، شیرینتر و دلنشینتر است.
افسون بی غمی چه کنم کز رخ تو دور
یک غم ز دل نرفته صد دیگر آمده ست
هوش مصنوعی: چه کنم با جادوی بیغم بودن وقتی که دوری تو باعث شده که از دل، تنها یک غم نرود و صد غم دیگر بیاید؟
کردی به خانه ام ز در مرحمت گذر
امروز بختم از در دیگر درآمده ست
هوش مصنوعی: امروز تو با لطف و محبت خودت به خانهام آمدی، در حالی که شانس و اقبال من از در دیگری به سراغم آمده است.
مشکل که ایستد ز مژه خونم اینچنین
کز غمزه تو بر رگ جان نشتر آمده ست
هوش مصنوعی: وقتی مشکل به شدت باران به چشمانم میبارد، اینطور است که از نگاه تو، زخمهایی بر رگ جانم نشسته است.
فرسوده قالبم که دل آتشین در اوست
خاکستری نهفته در او اخگر آمده ست
هوش مصنوعی: بدن من از کار افتاده است، اما دل سرشار از آتش درون آن وجود دارد؛ گویی خاکستر در آن نهفته است که اشتیاق و شعلهای در آن جریان دارد.
گوهر خوش است و لعل خوش اما ز دست تو
سنگی که می رسد ز همه بر سر آمده ست
هوش مصنوعی: جواهر و لعل زیبا هستند، اما سنگی که به دست تو میرسد، از همه چیز بدتر است.
روشن دلم که مهبط انوار قدس بود
از صورت تو بتکده آزر آمده ست
هوش مصنوعی: دل من که مکان نورهای مقدس است، از چهره تو به معبد بت پرستی آمده است.
در دفترم محاسب اوصاف دلبری
وصف خط عذار تو سردفتر آمده ست
هوش مصنوعی: در دفتر من، کسی که اوصاف دلربایی را یادداشت میکند، به زیبایی و جذابیت چهره تو اشاره کرده است.
خط لبت که در دل جامیست بسته نقش
ایمن ز شست و شو چو خط ساغر آمده ست
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون خطی نوشتهشده در دل جام، نشانی از ایمنی از شست و شو دارند، چون نشانههایی که بر روی لیوان آمده است.