برگردان به زبان ساده
آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست
جای آن دارد اگر جان و دلم شیدای اوست
هوش مصنوعی: چیزی که در چشمانم از یار و زیباییاش میبینم، سزاوار است که اگر جان و دل من مشتاق او باشد.
دارد از نور رخش شمع شبستان پرتوی
ورنه پروانه چرا زینگونه ناپروای اوست
هوش مصنوعی: نور چهرهاش همچون شمعی در دل شب میدرخشد و اگر اینگونه نیکو روشنایی نداشته باشد، پس چرا پروانه اینقدر بیپروا و شجاع به دور او میچرخد؟
او به کس ننموده روی و شهر ازو پر گفت و گوی
او درون پرده و آفاق پر غوغای اوست
هوش مصنوعی: او به کسی خود را نشان نمیدهد، اما همه جا درباره او صحبت میشود و در دل مردم و در دور و بر، صدای او به گوش میرسد.
خیمه زد سلطان حسن او به صحرای ظهور
گنبد نیلوفری یک خیمه از صحرای اوست
هوش مصنوعی: سلطان حسن خیمهنشینی خود را در دشت گنبد نیلوفری برپا کرده است و این خیمه به نوعی از دشت او نشأت میگیرد.
در حریم این چمن هرجا نشان راستی
دیده ام بالای او یا سایه بالای اوست
هوش مصنوعی: در این گلزار هرجا که صداقت و راستگویی را مشاهده کردهام، بالای آن یا سایهای از زیبایی وجود دارد.
هرکجا آن عارض و لب ایمنی در ایمنیست
فتنه و شوری که هست از نرگس شهلای اوست
هوش مصنوعی: هر کجا که آن چهره زیبا و لبهای ایمنی وجود دارد، در آنجا آرامش و امنیت برقرار است. حالا فتنه و هیجانی که به وجود آمده، به خاطر نرگس چشمهای سیاه و جذاب اوست.
هست بر هر جزو جامی صد رقم از داغ عشق
شرح این داغ است هر حرفی که بر اجزای اوست
هوش مصنوعی: در هر بخش از وجود، نشانهای از عشق وجود دارد و هر یک از این نشانهها، داستانی از آن عشق را روایت میکند.