برگردان به زبان ساده
خوشا بادی که ره سوی تو گیرد
چو بر تو بگذرد بوی تو گیرد
هوش مصنوعی: چه خوشحال است نسیمی که به سوی تو میآید؛ وقتی از کنارت عبور کند، عطر تو را با خود میبرد.
چو با روی تو گل گردد معارض
بنفشه جانب روی توگیرد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو با گلها رقابت میکند، بنفشه نیز به سمت زیبایی تو متمایل میشود.
فتد صد رخنه ام در قبله جان
به هر چینی که ابروی تو گیرد
هوش مصنوعی: در دل من به خاطر ابروی تو هر روز هزاران زخم و رنج به وجود میآید.
دلم سرحلقه عشاق گردد
چو جا در حلقه موی تو گیرد
هوش مصنوعی: دلم میخواهد که در میان عاشقان قرار بگیرد، وقتی که محفل تو را در بر میگیرد و در حلقه موی تو جایی پیدا کند.
کمانت را نیارد کس کشیدن
مگر قوت ز بازوی تو گیرد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند کمان تو را بکشد، مگر اینکه از قدرت بازوی تو استفاده کند.
دلم را باز ده ای سست پیمان
که ترسم پیش تو خوی تو گیرد
هوش مصنوعی: به من بازگردان دل را ای کسی که در قول و قرار خود ناپایدار هستی، چرا که میترسم پیش تو، صفت و خوی تو بر دلم تأثیر بگذارد.
امید از خان و مان برداشت جامی
که خانه بر سر کوی تو گیرد
هوش مصنوعی: امید از خانه و کاشانه خود بربسته است، چون جامی که در آن جایی برای تو یافته باشد.