برگردان به زبان ساده
دل که در باغ ز هر گل غم یارش گیرد
مرغ نالان سبق از ناله زارش گیرد
هوش مصنوعی: اگر دل در باغی که پر از گلهای زیباست، غم دلی را ببیند، حتی پرندهای که در حال ناله است، از ناله او یاد میگیرد و از غم دلش متاثر میشود.
می کند پا به رکاب آن مه و من می میرم
که چنین تنگ چرا زین به کنارش گیرد
هوش مصنوعی: او آماده است تا در کنار آن معشوق ایستاده و بر روی اسب قدم بگذارد، و من به خاطر اینکه او را اینطور نزدیک میبینم، در احساس مرگ و زندگی به تنگنا میافتم.
ابروش چون نگرم خط خوشش پیش نظر
کم توان دید مه نو که غبارش گیرد
هوش مصنوعی: وقتی به ابروهای او نگاه میکنم، زیبایی و جذابیتش به قدری چشمنواز است که نمیتوانم زیبایی ماه نو را ببینم؛ چون همیشه غباری بر روی آن وجود دارد.
حلقه گیسوی او طوق بلا شد جان را
آه اگر خط سیه گرد عذارش گیرد
هوش مصنوعی: حلقههای موهای او به دامناک شراکت در درد و رنج تبدیل شد. آه! اگر خط سیاه در چهرهاش بیفتد، جان را در تعجب فرو میبرد.
مدعی گفت زر خالصم از سنگ بلا
محک تجربه ای کو که عیارش گیرد
هوش مصنوعی: مدعی گفت: من طلا هستم و خالص، اما باید آزمایشی باشد تا نشان دهد چه مقدار از این طلا خالص است.
گر به مجنون گذرد ناقه لیلی پس مرگ
دست بیرون کند از خاک و مهارش گیرد
هوش مصنوعی: اگر شتر لیلی به سمت مجنون برود، پس از مرگ، دست او از خاک بیرون میآید و شتر را مهار میکند.
حالیا زان لب میگون شده جامی مست است
وای روزی که ازان باده خمارش گیرد
هوش مصنوعی: حالا از لبان زیبایش جامی پر از شراب وجود دارد و ای وای بر روزی که از آن شراب مست کننده به حالتی شگفت انگیز دچار شود.