برگردان به زبان ساده
غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد
بین که هر دم فلک از پرده چه بیرون آرد
هوش مصنوعی: غم تو چنان بر چهرهام نشسته که هر لحظه آسمان هم از این حال و روز من با خبر میشود و چیزی را از پشت پرده بیرون میآورد.
من که از خود شده ام گم ز غمت در عجبم
که به سر وقت من گمشده پی چون آورد
هوش مصنوعی: من از خودم دور ماندهام و در شگفتم که چطور کسی که گمشدهام است، درست سر وقت من میآید.
اشک خون ریز شب ای دل چو به غم بس نایی
شه چو عاجز شود از خصم شبیخون آرد
هوش مصنوعی: ای دل، زمانی که شب با اشک و غم فرامیرسد و درد میکشد، اگر شاهی در برابر دشمنان ناتوان شود، به ناچار باید از چنگال آنها فرار کند.
رنگ خوارزم شود موج زنان دریایی
سیل اشک من اگر روی به جیحون آرد
هوش مصنوعی: اگر اشکهای من چون سیلابی به سرازیر شدن درآید و به جیحون برسد، رنگ خوارزم تغییر خواهد کرد و به حالت دریا میگردد.
روزی ناقه محمل کش لیلی بادا
هر گیا کابر بهار از گل مجنون آرد
هوش مصنوعی: روزی شتری که لیلی را سوار میکند، ممکن است هر کجا که پای بگذارد، بوی گل مجنون بهاری را با خود بیاورد.
به بهای سر یک موی ز زلفت نرسد
طالب وصل تو گر گنج فریدون آرد
هوش مصنوعی: حتی اگر کسی برای به دست آوردن وصالت، گنجینهای همانند گنج فریدون را بیاورد، باز هم از سر یک موی زلفت نمیتواند بهای آن را بپردازد.
چون پری می رمی از مردم و جامی حیران
که به غمخانه خویشت به چه افسون آرد
هوش مصنوعی: وقتی مانند پری از مردم دور میشوی و در دل خود به شگفتی و حیرت نگاه میکنی، در فکر آن هستی که به خانه غم خود با چه جادو و ترفندی میتوانی برگردی.