برگردان به زبان ساده
منم به کنج خرابات عشق شیفته حالی
شراب جرعه دردی قدح شکسته سفالی
هوش مصنوعی: من در گوشهای از میخانه که عشق مرا به خود جذب کرده، به حالتی مشغولم که یک جرعه شراب و درد در فنجانی شکسته از سفال را مینوشم.
نه بر سرم ز کریمان دهر منت لطفی
نه بر دلم ز لئیمان شهر گرد ملالی
هوش مصنوعی: نه از جانب انسانهای بخشنده زمان انتظار لطف و محبت دارم، و نه در دل من از دست انسانهای پست و لئیم شهر نگرانی و اندوهی وجود دارد.
به فرق من ننهاده قضا عمامه جاهی
به نام من ننوشته قدر وظیفه مالی
هوش مصنوعی: سرنوشت بر سر من عمامه مقام نازده است و تا به حال نام من را در زمره افراد با ارزش مالی نیاورده است.
به نیکوان ز جهان کرده ام قناعت و زیشان
ز حاضران به نگاهی ز غایبان به خیالی
هوش مصنوعی: من از دنیای زیبا و نیکوکاران رضایت دارم و با یاد و خاطره آنها از دور، به زندگی نگاه میکنم و از حضورشان در خاطرم لذت میبرم.
اگر چه ماه فلک گاه بدر و گاه هلاک است
به رخ همیشه چو بدری به ابروان چو هلالی
هوش مصنوعی: حتی اگر ماه آسمان گاهی کامل و گاهی کم نور باشد، چهره و ظاهرت همیشه مانند ماه کامل و ابروانت همچون هلال زیباست.
لبت علیک نگفته چو گفته ایم سلامی
جواب نیز نداده چو کرده ایم سوالی
هوش مصنوعی: به من سلام کردهای ولی پاسخی ندادهای، و وقتی سوالی پرسیدهام هم پاسخی نشنیدهام.
زبان ببست ز گفتار پیش لعل تو جامی
که نیست به ز خموشی درین مقام مقالی
هوش مصنوعی: زبانم را از گفتار باز میدارم، چون در برابر لعل تو، یعنی در برابر زیبایی و جذابیت تو، جامی وجود ندارد. در این مقام، سکوت بهتر از هر گفتاری است.