برگردان به زبان ساده
بر دل عاشق چو زخم از نشتر خاری رسد
زان گل راحت دمد چون از کف یاری رسد
هوش مصنوعی: وقتی که بر دل عاشق زخم و درد مینشیند، از آن سو، چون کمکی از یک یار به او برسد، احساس راحتی و آرامش میکند.
چون به سیلی رانیم خواهم که دارم دیده پیش
لیک ترسم کز مژه بر دستت آزاری رسد
هوش مصنوعی: اگر به شدت تو را تحت فشار قرار دهم، میخواهم ببینم که چه حالی داری، اما میترسم که اگر به چشمانت نگاه کنم، با مژههایت به دستت آسیبی برسانم.
برکسم نبود حسد جز آنکه چون خواهد دلش
از جمال چون تو دلداری به دیداری رسسد
هوش مصنوعی: حسادت من تنها به آن دلیل است که اگر کسی بخواهد به زیبایی تو دل ببندد، در دیدارت آرامش یابد.
محنت صاحبدلان باشد غرض چون در جهان
نوبت خوبی همچون تو جفاکاری رسد
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها برای دلسوزان و دلسوزان است، چون در این دنیا، وقتی که کسی مانند تو به بدعهدی و بیوفایی میپردازد، نتایج آن به کس دیگر میرسد.
چون گرفت اکنون بر اقرارم به تو خاطر قرار
زان چه غم دارم که کس را بر من انکاری رسد
هوش مصنوعی: اکنون که بر سر اعترافم به تو آرامش دارم، چرا باید نگران باشم در حالی که هیچکس نمیتواند بر من ایرادی وارد کند؟
کوی تو بیمار جای شهر را ماند که چون
بگذرم بر وی ز هر سو ناله زاری رسد
هوش مصنوعی: کوچه و خیابانهای شهر برای من همچون بیمارستانی است که وقتی از آن عبور میکنم، از هر طرف صدای ناله و زاری به گوش میرسد.
جامی است آن با سگانت می کند عرض نیاز
گر به گوشت نیم شب آهسته گفتاری رسد
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره شده که جامی وجود دارد که با یارانش درخواستی را مطرح میکند. اگر به غذا در نیمه شب اشاره شود، آرام و به آرامی صحبت میشود.