برگردان به زبان ساده
ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
ز دود آه شبگون خیمه بر افلاک خواهم زد
هوش مصنوعی: از شدت اندوه تو، آتشی در جانم شعلهور شده است. میخواهم از داغ این غم، چنان دودی برآمده کنم که خیمهای بر فراز آسمان برپا شود.
چو آیی از سفر تا گیرمت بی پیرهن در بر
ز شوق تو گریبان تا به دامان چاک خواهم زد
هوش مصنوعی: وقتی از سفر برگردی، به خاطر شوقی که به تو دارم، بیپیرهن تو را در آغوش میگیرم و پیراهنم را تا دامان چاک میکنم.
به سر خواهم ز جورت خاک کردن چون کنی جلوه
بدین حیله به چشم اهل غرض را خاک خواهم زد
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم و ستمی که به من کردهای، دلم میخواهد که خودم را از بین ببرم. اما وقتی ببینم که تو با این نیرنگها و فریبها خود را نشان میدهی، به کسانی که به تو سوظن دارند، پاسخ میدهم و ابهام و تاریکی را بر چهرهات میپاشم.
چو تو زهرم دهی جانا طبیبم گو میا بر سر
که سنگش بی لبت بر حقه تریاک خواهم زد
هوش مصنوعی: اگر تو زهر من باشی، ای عزیز، پس باید بگویی که نزد من نیا، زیرا از عشق تو به اندازهای درد میکشم که میخواهم بر زهر تو غلبه کنم و به جای آن یک درمان مؤثر پیدا کنم.
ز خاشاک است گلبن خرمنی گر با رخت لافد
به جای گل ز آهش شعله در خاشاک خواهم زد
هوش مصنوعی: گلستانی که پر از گل است، از ذرههای خاشاک ساخته شده و اگر در حالی که با زیبایی خود میفخر کنی، به یاد داشته باش که با آه و ناراحتیام، آتش را در همان خاشاک روشن خواهم کرد.
پس از کشتن به خاکم گر سواره بگذری روزی
ز زیر خاک دستت در خم فتراک خواهم زد
هوش مصنوعی: اگر روزی با اسب از کنار من که در زیر خاک خوابیدهام بگذری، دستت را به زیر خاک میکشم و تو را به زانو درمیآورم.
چو جامی دفتر نام بتان خواهد ز من نامت
رقم در وی بت خوانخواره بی باک خواهم زد
هوش مصنوعی: اگر بخواهد که نام معشوقان در یک جام نوشته شود، من نیز نام تو را با جرأت و بدون هیچ شرمی بر آن خواهم نوشت.