برگردان به زبان ساده
خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی
آری بود ستاره هزاران و مه یکی
هوش مصنوعی: در جمع زیباییها و معشوقان، تعداد زیادی وجود دارد، اما تنها یک پادشاه و فرمانروایی وجود دارد. او مانند ستارهای در میان هزاران ستاره و مانند ماهی در میان دیگران است.
کردند عرض حسن سپاه بتان ولی
چون شهسوار من نبود زان سپه یکی
هوش مصنوعی: زیباییهای معشوقان مانند سپاهیان نزدیک شدند، اما چون مانند من شجاع و برجستهای در میان آنها نبود، تنها یکی از آن سپاه باقی ماند.
از ما چه اعتبار که صد تاج خسروی
باشد بر آستان تو با خاک ره یکی
هوش مصنوعی: ما چه ارزشی داریم در برابر تو، حتی اگر صد تاج سلطنتی بر درگاه تو باشد، باز هم با خاک را یکی هستیم.
خوش خواب مستی تو که من با فراغ دل
بوسم گه آن دو لعل می آلود و گه یکی
هوش مصنوعی: خواب دلپذیر تو باعث خوشحالی من است و من با آرامش خاطر، گاهی آن دو لب زیبا را میبوسم و گاهی فقط یکی از آنها را.
عشقت گرفت کشور دل عقل گو برو
کان ملک را بسنده بود پادشه یکی
هوش مصنوعی: عشق تو به اندازهای در دل من جای دارد که نیازی به وجود عقل و درک نیست؛ چون برای فرمانروایی این دل، فقط به یک پادشاه اندیشیده شده است و آن تو هستی.
خوی تو گرچه نیست بجز بی گنه کشی
از عاشقان که دیده چو من بی گنه یکی
هوش مصنوعی: اگرچه رفتار تو فقط کشتن بیگناهان عاشق است، اما من هم مانند دیگران که گناهی ندارند، یک بیگناه هستم که عاشق شدهام.
جامی مرو ز میکده با خانقه که هست
در کوی عشق میکده و خانقه یکی
هوش مصنوعی: از میکده خارج نشو، زیرا که در کوی عشق، میکده و خانقاه هر دو به یک معنا هستند و به یک جا اشاره میکنند.