برگردان به زبان ساده
ای دو چشمت در ستیز و کین یکی
دل یکی تاراج کرده دین یکی
هوش مصنوعی: ای چشمهای تو در حال جنگ و خصومتاند؛ یکی قلب من را میگیرد و دیگری دین و اعتقادم را به نابودی میکشاند.
زلف و خالت را نمودم جان و دل
آن یکی بربود از من این یکی
هوش مصنوعی: من زیباییهای تو را به جان و دل خود تقدیم کردم، یکی از این زیباییها مرا مجذوب کرد و دیگری مرا از خود بیخود ساخت.
سوی هر غمخواره داری صد نظر
مردم از غم جانب من بین یکی
هوش مصنوعی: به هر مشکلی که پیش میآید، مردم توجهی به آن دارند و برای آن تعبیری دارند، اما در مورد غم من تنها یک نگاه کافی است.
خواب خوش باشد شب وصل ار بود
عاشق و معشوق را بالین یکی
هوش مصنوعی: اگر عاشق و معشوق بر سر یک بستر باشند، خواب خوشی خواهند داشت و شب وصال برای آنها خوشایند خواهد بود.
زان همه بوسه که دادی وعده ام
کن حواله با لب شیرین یکی
هوش مصنوعی: از تمام بوسههایی که به من دادی، حالا وعدهام را با لبهای شیرین یکی دیگر بکن.
نافه گردد خوشه چین خرمنت
گر گشاید زلفت از صد چین یکی
هوش مصنوعی: اگر زلف تو از میان صد چین باز شود، خوشهچین خوش بخت میشود و نغمهها به گوش میرسد.
عاشق مسکین بسی داری و نیست
همچو جامی زان همه مسکین یکی
هوش مصنوعی: بسیاری از عاشقان بیچاره را میشناسی، اما از میان آنها فقط یک نفر است که مانند جامی خاص و منحصر به فرد است.