برگردان به زبان ساده
بر سر آن کو سر من خاک بودی کاشکی
پایمال آن بت چالاک بودی کاشکی
هوش مصنوعی: ای کاش آن مکانی که سر من بر آن خاک است، مورد پاگذاری معشوق زیبایی قرار میگرفت. ای کاش!
تا مرا بردی به کوی او مگر روزی صبا
قالب خاکی خس و خاشاک بودی کاشکی
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرا به محله محبوبش بردی، ای کاش که روزی نسیم، جسم خاکی و ناچیزم را به سرزمین او ببرد.
چند بر چاک گریبان طعنه ای ناصح مرا
سینه ام صد جا ز تیغش چاک بودی کاشکی
هوش مصنوعی: نصیحتکنندهای چند بار به من طعنه زد و من بارها از کلام او آزرده شدم؛ ای کاش که سینهام به خاطر این طعنهها و نکتهسنجیها زخم نمیخورد.
حیف باشد سوختن ران سمندش بهر داغ
داغ او هم بر دل غمناک بودی کاشکی
هوش مصنوعی: سوزاندن اسبش برای به یاد آوردن غمش، حیف است. ای کاش که دلش اینقدر غمگین نمیشد.
دی سواره آمد و صد صید بر فتراک او
بنده جامی هم در آن فتراک بودی کاشکی
هوش مصنوعی: شخصی سوار بر اسب آمد و تعداد زیادی شکار همراه داشت. همچنین در میان آنها جامی نیز وجود داشت، که ای کاش آن را بهتر میشناختیم.